دستوراتى لازم . يعنى اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، از خدا و فرستادهء او اطاعت كنيد .
مراد از اطاعت خدا امتثال احكام اصولى و فروعى اوست كه همه نسبت بهمكلّفان ، فرامين مولوى الهى است . و مراد از اطاعت رسول ، اطاعت اوامر مولوى اوست ؛ يعنى آنچه او به عنوان ولىّ امر و امام امّت راجع به امور دنيوى و اجتماعى دستور مىدهد كه اطاعتش در همهء آنها واجب است . و اما آنچه پيامبر از احكام دين بهمردم دستور مىدهد مثل نماز بخوانيد ، روزه بگيريد ، آنها همان اوامر الهى است و نسبت به پيامبر از مورد آيه خارج است ، زيرا آنها راهنمايى است از پيامبر .
[ بدترين جنبندگان ، كافراناند ]
وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ
يعنى : و هرگز از پيامبر روى برنتابيد در حالى كه شما مىشنويد . مراد اين است كه از اعتقاد به كتاب و شرع او قلباً ، و از امتثال اوامر او عملًا روى مگردانيد در حالى كه شما دعوت منطقى او را همراه با برهان ، و آيات كتاب او را توأم با فصل بيان مىشنويد .
وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ قَالُوا سَمِعْنَا وَهُمْ لَايَسْمَعُونَ
يعنى : و هرگز همانند كسانى از كفّار و مشركان و منافقان نباشيد كه چون آيات و كلمات خدا بر آنها خوانده شد و دعوت فرستادگانش بدانها رسيد گفتند : شنيديم ، در حالى كه آنها نمىشنوند . يعنى در دل تصميم به پذيرش ندارند و پيوسته مقابله و معارضه مىكنند .
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَايَعْقِلُونَ
يعنى : حقيقت اين است كه بدترين جنبندگان و حيوانات در نزد خداوند ، يعنى در حكم و قضاوت او ، همين كران و لالاناند كه هرگز نمىانديشند . اشاره به مشركان است كه به خاطر عدم اعتنا به دعوت پيامبر و عدم اعتراف به توحيد و شريعت ، گويى همانند كران و گنگان ، تعقّل ندارند .
وَلَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ
يعنى : و اگر خدا خيرى در آنها مىدانست به آنها مىشنوانيد . مراد از « خير » در اينجا حسن سريره و استعداد پذيرش حقّ است ، و مراد از « اسماع » تكرار آن و تكرار دعوت و تنبيه است به مقدارى كه اگر اندكى حسن سريره و استعداد قبول در آنها باشد بپذيرند ، نه مجرد ابلاغ دعوت و عرضهء كتاب و شريعت ، زيرا آن را خداوند طبق سنّت جاريهء خود