و بيان اين كه جنگ بدر امرى بود كاملًا غيرعادى و برخلافاقتضاى طبع حوادث و جريان طبيعى ، و روايات و كلمات مفسران نيز گواه مطلب است كه چون دو لشكر در برابر هم قرار گرفتند و تنور نبرد تافته شد ، جبرئيل به پيامبر عرضه داشت كه مشتى شن از زمين برگير و بهسوى دشمن پرتاب كن . على بن ابى طالب عليه السلام مشتى شن و خاك از زمين برداشت و در كف پيامبر نهاد و او وقت پرتاب كردنِ آن بهسوى مشركان فرمود : شاهت الوجوه يعنى قبيح باد صورتهايشان . شنها آنچنان پراكنده گشت كه به صورت و چشمان و دهان و بينى عدّهاى از آنها وارد شد و آنها را كور و خفه نمود .
معناى آيه در خطابى به پيامبر و مسلمين اين است : پس بدانيد كه در آن حال كه شما بر آنها حمله برديد و آنها را كشتيد ، شما نكشتيد و لكن خدا كشت . و آن گاه كه تو اى پيامبر رَمْى كردى ، يعنى سنگريزه بهسوى آنها پرتاب كردى ، تو رمى نكردى بلكه خدا رمى كرد .
ظاهر اين آيه اين است كه دخالت ارادهء خدا در كشتن دشمن و شكست آنها در اين واقعه با ساير اسباب و مسببات فرق دارد و مسأله تنها اين نيست كه اينجا هم علل ظاهرى منتهى به مسبّب الاسباب است ، زيرا اين تعبير در جاهاى ديگر استعمال نمىشود ، بلكه ملاحظهء مجموع اعمال صادر از مسلمين با كمى عدد و كمبود شديد وسايل جنگى آنها با ملاحظهء تأثيرات اين حمله در كشتار وسيع دشمن و اسارت انبوهى از آنها و فراركردن بىشمارى ديگر و در حقيقت متلاشى شدن مفتضحانهء سپاهى قريب به يكهزار مرد جنگآزمودهء مجهّز به تمام وسايل جنگى روز ، به دست عدّهاى نزديك به يك سوم آنها با تجهيزاتى قريب صفر در مدتى بسيار كوتاه ، گواه صدق اين است كه آنها نكشتند و رمى نكردند ، بلكه خدا بود كه كشت و رمى كرد . و نتيجه اين كه در اين مورد بر خلاف ساير موارد ، ارادهء خداوندى به علل ناقصهء به تمام معنا نيروى علل تامّهء فوقالعاده داده است .
وَلِيُبْلِىَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
يعنى : خداوند چنين پيروزى را نصيب مسلمين كرد براى مصالح واقعى بىشمارى و براى اين كه مؤمنان را به بذل نعمت نيكو از جانب خود برخوردار سازد ، زيرا خداوند شنوا و داناست و بدين جهت استغاثهء آنها را شنيد و حاجت آنها را دانست . و مراد از اين نعمت ، پيروزى حق بر باطل و توحيد بر شرك و اسلام بر كفر و قرآن بر ساير كتب مذهبى
تفسير روان (فارسى) — صفحة 190
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٩٠