اين مقدار از بيان ، توضيح حال آيهء اول است ، و نكات و توضيحاتى در اطراف چهار آيهء ديگر هست كه در محلّ آنها خواهد آمد .
معناى آيه : اى پيامبر ، ياران و سپاهيان همراهت ، از تو دربارهء انفال يعنى غنائم جنگى بدر شامل اموال و اسرا مىپرسند كه ملك كيست ؟ بگو : همهء انفال خواه غنائم بدر يا غير آن از آنِ خدا و فرستادهء اوست . مراد اين است كه همه ملك خدا و همه ملك رسول اوست .
ملك خداست به ملكيت حقيقى اولى استقلالى نظير ملكيت ساير اجزاى عالم هستى ، و ملك رسول است به ملكيت اعتبارى طولى تشريعى كه از جانب خداوند به عنوان امامت امّت و ولايت جامعه ، به او واگذار شده است .
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِن كُنتُم مُؤْمِنِينَ
عدول است از خطاب پيامبر به خطاب مردم ، و تفريع امر به تقوا و اصلاح ذاتالبين اشاره به گفتگو و رفتارى است كه سزاوار نبود از سپاهيان اسلام سر زند . يعنى : از خدا پروا كنيد ، و حالات و روابط فيما بين خود را از گفتار و رفتار و ظنون قلبى و حبّ و بغض باطنى اصلاح كنيد ، و حتماً از خدا و فرستادهء او فرمان بريد اگر بهحقيقت مؤمن هستيد .
بايد دانست كه طبق آنچه توضيح داديم اين آيه در بيان حكم انفال به نحو كلّى است و آيهء 41 آتى در بيان حكم اخماس است ؛ از اينرو مناسب است كه در اينجا به انفال اشاره كنيم ، و مراد از انفال معناى اصطلاحى فقهى آن است ، يعنى اموالى كه از جانب خداوند در اختيار امام امت و ولىّ امر مسلمين كه از جانب خداوند بدون واسطه يا با واسطه نصب و تعيين گرديده ، قرار داده شده و فهرست اجمالى آن از اين قرار است :
يك - هر زمينى كه از كفّار بدون قهر و غلبه گرفته شود ، خواه صاحبش آن را رها نموده و فرار كرده يا به ميل خود آن را در اختيار مسلمين قرار دهد .
دو - زمينهاى موات روى اين كره خاكى ، خواه از زمانهاى پيشين مالك داشته يا صاحبانشان هلاك شده و از آنها اسمى و رسمى باقى نيست .
سه - ساحل درياها و كنار رودخانههاى بزرگ كه كسى تملّك نكرده است .
چهار - قلهء كوهها و تپهها كه كسى متصرف نشده و داخل رودخانهها و درّههاى بدون مالك .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 178
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٧٨