شما كارى انجام دهند .
فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِن كُنْتُمْ صَادِقِينَ
يعنى : پس اگر راست مىگوييد آنها را براى نياز يا نيازهاى خاصّ خود بخوانيد و آنها هم شما را اجابت كنند ! يعنى آنها كه شما به نام ربّ مىخوانيد ، اگر واقعاً ربّاند ، همان گونه كه خدا در اغلب اوقات حوايج بندگان خود را برمىآورد آنها هم حاجتهاى شما را برآورند . و يا اينكه همان طورى كه خدا به درخواست شما گاهى معجزه نشان مىدهد آنها هم معجزه نشان دهند .
أَلَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا
بتهايى را كه مشركان به عنوان ربّ خود از سنگ يا چوب و غيره تهيه مىكردند ، غالباً به صورت انسان مىساختند و اعضاى انسانى براى آنها قرار مىدادند . خدا در خطابى به آنها به عنوان استفهام انكارى و توبيخى مىفرمايد : آيا بتانتان پاهايى دارند كه بدان راه روند ؟ يا دستهايى دارند كه بدان چيزى را برگيرند ؟ يا چشمهايى دارند كه با آنها ببينند ؟ يا گوشهايى دارند كه با آنها بشنوند ؟ يعنى حتماً ندارند . و اين رقم بيان تكرارى و توضيحى براى تأكيد بر جهل آنها و عجز خدايانشان است .
قُلِ ادْعُوا شُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلَا تُنظِرُونِ
يعنى : اى پيامبر ، به آنها بگو : همهء شريكانتان را ، يعنى همهء خدايانتان را كه شريك من مىناميد دعوت كنيد و تشكيل جلسه دهيد ، سپس هر نوع مكر و ترفند و نقشه را كه در توان داريد بر ضدّ من پياده كنيد و مرا هيچ مهلت ندهيد .
إِنَّ وَلِيِّيَ اللّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ « 196 » وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ لَايَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَلَا أَنْفُسَهُمْ يَنصُرُونَ « 197 » وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لَايَسْمَعُوا وَتَرَاهُمْ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لَايُبْصِرُونَ « 198 »
تفسير روان (فارسى) — صفحة 167
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٦٧