قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِى وَ كَادُوا يَقْتُلُونَنِى فَلَا تُشْمِتْ بِىَ الْأَعْدَاءَ وَ لَا تَجْعَلْنِى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
يعنى : هارون در جواب رفتار او گفت : فرزند مادرم ! حقيقت اين است كه اين قوم مرا ناتوان كردند ، يعنى از هر راه به جلوگيرى آنان برخاستم با من مقابله كردند و مرا عاجز نمودند ، و نزديك بود مرا بكشند . حال با اين رفتارت دشمنان را بر من شماتتگر مكن ، و عملًا مرا جزو اين ستمكاران قرار مده .
گفته شده كه تعبير هارون از موسى به « پسر مادر » تحريك عواطف بوده و يا آن كه برادر مادريش بوده است .
قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِى وَ لِأَخِى وَ أَدْخِلْنَا فِى رَحْمَتِكَ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
موسى پس از پذيرش عذر برادر و اذعان به مظلوميت و استضعاف او در ميان قوم ، و به تند بودن رفتارش با او ، متوجه به سوى خدا شد و عرضه داشت :
پروردگارا ، بر من و برادرم ببخشاى و ما را در رحمت خويش وارد كن و تو ارحم الراحمين هستى .
بايد دانست كه درخواست مغفرت از معصوم و استغفار او دلالت بر صدور گناه اصطلاحى از او ندارد ، زيرا افراد بشر در نزد خداوند داراى درجاتاند و قبح اعمال نيز داراى مراتب است ، و صدور ترك اولى هرچند كمترين حزازت و عيب را دارد اما از معصومى كه داراى والاترين مقام است در نزد آنها گناه به شمار مىآمده هرچند گناه اصطلاحى نبوده باشد .
إِنَّ الَّذِينَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَيَنَالُهُمْ غَضَبٌ مِن رَبِّهِمْ وَذِلَّةٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَكَذلِكَ نَجْزِي الْمُفْتَرِينَ « 152 » وَالَّذِينَ عَمِلُوا السَّيِّئَاتِ ثُمَّ تَابُوا مِن بَعْدِهَا وَآمَنُوا إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَحِيمٌ « 153 »
تفسير روان (فارسى) — صفحة 124
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٢٤