تفسير :
وَلَمَّا رَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفاً قَالَ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِى مِن بَعْدِى
يعنى : و چون موسى به سوى قوم خود در حال غضب و تأسف برگشت ، به آنها گفت : پس از من جانشينى بدى از من كرديد . و علت اين كه موسى خشمگين و اسفناك بر قوم خود وارد شد اين است كه خدا پيش از رسيدن او ، كار ارتداد و بتپرستى آنها را به وى خبر داده بود ، از اين رو تا رسيد خشم خود را اظهار نمود .
أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ
يعنى : آيا در كار پروردگارتان شتاب كرديد ؟ مراد از « امر ربّ » وعدهء نزول تورات است كه براى مدت چهل روز بود . يعنى آيا خواستيد تورات پيش از موعد مقرر نازل گردد ؟
وَأَلْقَى الْأَلْوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ
يعنى : موسى در حال غضب تختههاى تورات را كه همه در دستش بود يا بر حيوانى بار بود ، بر زمين افكند و سر برادر خود را گرفته ، به سوى خود مىكشيد .
مراد موى سر يا كلاه و پوشش سر يا ريش اوست كه در سورهء طه آيهء 94 آمده است .
و علت غضب موسى بر هارون اين است كه گمان مىكرد كه هارون سليقهء خوبى در نهى قوم از پرستش بتها انجام نداده و مثلًا در موارد اعمال شدت با نرمش رفتار نموده است ، و اين مقدار اختلاف نظر و رويّه در دو نفر معصوم ، قادح و مضرّ بهعصمت هيچيك نيست ، هرچند در اين مورد ، حق با هارون بوده ، زيرا او بيان كرد كه نهايت توان خود را در نهى قوم انجام داده و موسى نيز پذيرفت .
و اما گرفتن موى سر برادر در اثر همان گمان بوده كه هارون در امر و نهى ارشادى او « وأصلح و لاتتّبع » سليقهء خوبى اعمال نكرده است . و اين قسم رفتار ، رفتار تأديبى دربارهء دستور ارشادى بوده . و بالاخره از آيهء شريفه غير از ترك اولى دربارهء موسى استفاده نمىشود .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 123
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٢٣