لغت و اعراب :
حُلىّ : جمع حَلْى ، وسايل آرايش . عِجل : گوساله . خُوار : صداى گوساله . سُقط فى يده اين عبارت غالباً در مورد پشيمانى استعمال مىشود و معناى لغوى آن : روى دستش افتاد .
مراد اينكه گزيدن به دندان بر پشت دستش افتاد ، كنايه از اينكه سخت پشيمان شد ، زيرا شخص نادم پشت دست خود را مىگزد .
[ گوسالهپرستى بنى اسرائيل ]
تفسير :
وَاتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَى مِن بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًا جَسَداً لَهُ خُوَارٌ
موساى پيامبر پس از هلاكت فرعونيان و استقرار موقت بنىاسرائيل در صحرايى به قصد حركت به سوى بيتالمقدس ، موظف شد مدت سى روز به كوه طور سفر كند و كتاب آسمانى تورات را از جانب خداوند دريافت نمايد . پس از غيبت او سامرى كه گفتهاند از اهل سامره بوده و در ميان قوم موسى معروف و مورد تعظيم بوده ، زينتها و طلاجاتى كه بنىاسرائيل براى روز عيدشان از قبطيان عاريه گرفته بودند جمع كرده ، تنديس گوسالهاى مىسازد و در ميان قوم خود شايع مىكند كه موسى مرده و خدايى كه موسى بدان دعوت مىكرد همين است . مردم هم اطاعت كرده ، مشغول عبادت آن مىشوند .
معناى آيه : و قوم موسى پس از وى از زيورهاى خود گوسالهاى را كه جسدى بود و