تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
رذيلهء فطرى و كسبى آنها ) همه را مىداند . پس اى پيامبر از آنها فعلًا روى برتاب ، يعنى در فكر اجراى حدود الهى در حق آنها مباش تا حكومت اسلامىات قوام يابد و محكم و استوار گردد و زمينهء اجراى حدود فراهم آيد ، و آنها را موعظه كن و در نفس خودشان گفتارى رسا گوى . يعنى دربارهء حقيقت نفس و آفرينش عجيب آن ، و كاشتن بذر صفات و ملكات مختلف‌الماهية در خميرهء آن و توزيع استعدادها و درك راه‌هاى سعادت و شقاوت در طبيعت آن سخن گوى . و يا معناى « قل لهم » اين است كه در خلوت ميان خود و آن‌ها به ايشان گفتارى رسا بگو . وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرَوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً « 64 » تفسير : وَ مَآ أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ يعنى : ما هيچ رسولى را نفرستاديم جز براى اين‌كه فرامين او اطاعت شود و امر و نهى او را مردم به اذن خداوند عمل كنند ، خواه ارشادى باشد يعنى ابلاغ احكام از جانب پروردگار ، يا مولوى يعنى آنچه خود به عنوان ولايت و حاكميت انشا مىكند . و مراد از « اذن » اذن تكوينى خدا و توفيق و يارى اوست ، و اين اذن نسبت به رسول عبارت است از اعطاى دين و كتاب به دست او به عنوان ابلاغ ، و بذل منطق و معجزه براى اثبات آن . و نسبت به ملت عبارت است از بذل عقل و استعداد براى درك ، و قدرت و توان براى عمل . و اطاعت انبيا و رسل در اين آيه مطلق و بدون قيد و شرط است و اين اطلاق براى دفع توهّم اين است كه خيال نشود اطاعت پيامبر در جايى است كه مصالح و مفاسد عمل معلوم نباشد و گرنه نيازى به طاعت او نيست ، بلكه گفته شده كه اطاعت مطلق از رسول مستلزم