لغت و اعراب :
صَدَّ عن الشىء - از باب نَصَر - : اعراض و امتناع نمود از آن ، جلوگيرى كرد از آن . فكيف به تقدير فكيف يكون حالُهم يا يصنعون است . فى أنفسهم متعلّق به قل لهم به تقدير « فى شأن أنفسهم » يا به تقدير « خالياً عن غيرهم » .
تفسير :
وَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَآ أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنكَ صُدُوداً
يعنى : و چون به منافقان گفته شود بياييد بهسوى آنچه خداوند نازل كرده ، يعنى كتاب آسمانى و شريعت اسلام را بپذيريد و به كار بنديد ، و بياييد بهسوى فرستادهء خدا ، يعنى در تحت ولايت و حكومت الهى او درآييد و تن به قضاوت او دهيد ، اى پيامبر ، منافقان را مىبينى كه به نحو پنهان و غير محسوس ، خودشان از تو اعراض و ديگران را نيز جلوگيرى مىكنند چنانكه در محاكمهء مال انجام دادند .
و در آيه تنها صدّ و اعراض از پيامبر ذكر شده براى اينكه نفاقشان در ارجاع محاكمه به پيامبر كه شأن نزول آيه است ظاهر گرديده است .
فَكَيْفَ إِذَآ أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةُ م بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جَآءُوكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنَآ إِلَّآ إِحْسَاناً وَ تَوْفِيقاً
يعنى : پس چگونه است حال منافقان ، يعنى از شرمندگى و ذلّت ، آنگاه كه در نتيجهء عملكردشان مصيبتى به آنها رسد ، يعنى روى فرض ورود مصيبتى بر آنها يا ورود مصيبتى در خارج مانند ظهور نفاقشان ، سپس نزد تو آيند در حالىكه به خدا سوگند ياد مىكنند كه ما در مسألهء عدم ارجاع محاكمه بهسوى تو جز نيكىكردن و ايجاد موافقت قصدى نداشتيم . يعنى قصد ما اين بود كه طرفين را به صلح كشانيم و به نحو دوستى و كدخدامنشى ميانشان وفق دهيم تا كار به محاكمه و داورى قانونى نكشد .
أُوْلئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ مَا فِى قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ عِظْهُمْ وَ قُل لَّهُمْ فِى أَنفُسِهِمْ قَوْلَام بَلِيغاً
يعنى : آنان كسانى هستند كه خدا آنچه در دلهاى آنهاست ( از خطورات و تصورات و تصميمات چه رسد به عقايدى از كفر و نفاق و عناد ، و توطئهها و نقشه كشىها ، و اخلاق
تفسير روان (فارسى) — صفحة 89
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٨٩