آمديد ، اگر در امرى از امور دينى يا دنيوى اختلاف و نزاع داشتيد ، مطلب را به خدا و پيامبر ارجاع دهيد .
و چون رجوع مستقيم به خدا و پيامبر ( و اولى الامر ) در هر زمان ممكن نيست ، پس مراد ، كتاب خدا و سنّت پيامبر و امام هم است . يعنى حلّ همهء نزاعها و اختلافات را بهوسيلهء كتاب و سنّت انجام دهيد . و چون مخاطبين كه عامهء مردماند و خودشان نمىتوانند از كتاب و سنّت استفاده نمايند ، در نتيجه بايد احكام دينى مورد اختلاف را بهوسيلهء متخصصين استنباط آن از كتاب و سنّت حل كنند ، يعنى تقليد از فقيه نمايند . و موضوعات مورد اختلاف را بهوسيلهء متخصصين استخراج آن يعنى قضات شرع حل نمايند .
اين كه مورد رجوع به اولىالأمر در آيه ذكر نشده ، براى اين است كه نظر اصلى ارجاع مردم به دين و شريعت است و اولىالأمر در مقابل دين نيستند بلكه كار آنها و منصبشان بيان شريعت و اعمال ولايت به عنوان بخشى از شريعت است و آنان جز سنت پيامبر را بيان نمىكنند . و ارجاع به آنها وجه مستقلى ندارد .
إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْأَخِرِ
يعنى : اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد . پس رد اختلاف به خدا و رسول مشروط است به اينكه به خدا و روز واپسين ايمان داشته باشيد . و اين شرط نظير شرط محقّق موضوع است كه به عنوان تأكيد مطلب ذكر شده است .
ذَ لِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا
يعنى : اطاعت خدا و رسول و رد اختلاف به كتاب و سنّت براى شما مؤمنان بهتر و از نظر مآلِ امر و سرانجام كار زيباتر است . زيرا اين ملت است كه رشد مىكند و جامعهء برين مىشود و خير دنيا و سعادت آخرت را به دست مىآورد .
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَن يَكْفُروا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِيداً « 60 »
تفسير روان (فارسى) — صفحة 87
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٨٧