لغت و اعراب :
أم لهم استفهام انكارى است . نقير : نقطه و گودى پشت هستهء خرما ، چيزى كه يك پرنده در منقار گيرد . صَدَّ - از باب نَصَر - : اعراض كرد ، جلوگيرى نمود . مرجع ضمير جمع در فمنهم آل ابراهيم يا يهود معاصر پيامبر اسلام است . سعير : آتش شعلهور .
تفسير :
أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِّنَ الْمُلْكِ فَإِذاً لَّايُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيرًا
مقتضاى قضاوت برخى اهل كتاب در اينكه مشركان و بتپرستان از مؤمنان رهيافتهترند اين است كه آنها خود را داراى مقام قضاوت و مالكيت بر امر داورى مىدانستند ، ولى معلوم شد كه آنها مطرود حقّ اند و حق داورى ندارند . اين آيه و مابعدش در مقام نفى هر نوع مُلك از آنهاست يعنى ملك و سلطهء تكوينى بر مردم ، و ملك معنوى به معناى نبوت و رسالت ، و ملك تشريعى يعنى ولايت امر شرعى .
معناى آيه : آيا آنها را نصيب و بهرهاى از مُلك است ؟ يعنى آنان هيچ نوع سلطنت مادى و معنوى بر جامعه ندارند . و اگر آنها سلطه و قدرتى داشتند هرگز نقيرى از آنچه در اختيار داشتند به مردم نمىدادند .
أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَآ ءَاتَاهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ
يعنى : يا آن كه آنها بر مردم ، يعنى بر پيامبر و ياران او ، در مقابل آنچه خداوند از فضل و رحمت خويش به آنان داده است حسد مىورزند ؟ يعنى به مقام نبوت و رسالت و كتاب آسمانى و شريعت الهى آنها حسد مىورزند .
فَقَدْ ءَاتَيْنَآ ءَالَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ ءَاتَيْنَاهُم مُّلْكاً عَظِيمًا
يعنى : بىجا حسادت مىورزند و اين نخستين تفضّل ما نيست ، زيرا حقيقت اين است كه ما به خاندان ابراهيم كتاب و حكمت و ملك عظيم داديم .
مراد از كتاب ، كتابهاى آسمانى متعدد است مانند كتاب شريعت و صحف ابراهيم كه فعلًا در دست نيست و صحف و تورات موسى و زبور داود و انجيل عيسى . و مراد از حكمت ، شرايع ابراهيم و موسى و عيسى است يا معارف آسمانى و مستقلّات عقلى است
تفسير روان (فارسى) — صفحة 81
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٨١