بتهاى تراشيده شده به دست شما بهراسم در صورتى كه آنها جز جمادى بىاراده و مخلوقى مقهور و عاجز نيستند - در حالى كه شما نمىهراسيد از اينكه براى خداوند چيزى را شريك قرار دادهايد كه خدا هيچ حجّت و برهانى بر صلاحيت او بر شما نازل نكرده است ! يعنى بايد قداست و مقام و تأثيرات وجودى هر موجودى در عالم هستى افاضهء تكوينى يا تشريعى از جانب او شود .
فَأَىُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ
يعنى : پس كدام يك از دو دسته به ايمنى سزاوارترند اگر مىدانيد ؟ يعنى اگر اهل دانشيد داورى كنيد آيا موحّدان كه در طاعت خداى مقتدر قرار گرفته و خود را از جانب جماداتِ عاجز در امان مىدانند در آرامش خاطرند ، يا مشركان و بتپرستان كه تكيه بر جمادات نموده و خود را از غضب خداى مقتدر غالب در امان مىپندارند ؟
الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ لَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُم مُّهْتَدُونَ
در اين آيه ابراهيم سبقت جسته است به جواب از پرسشى كه خود كرده ، به خاطر اثبات آن كه مطلب روشن است و جوابى جز اين نيست . يعنى : حتماً اين چنين است كسانى كه به خدا ايمان آوردهاند و ايمان خود را آميخته به هيچ ستمى نكردهاند آنها هستند كه ايمنى ، از آنِ آنهاست ، و آنها هدايتيافتگاناند .
مراد از « ظلم » در اينجا شرك است چنان كه لقمان حكيم گفته : إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ [ لقمان ، 13 ] . يعنى كسانى كه توحيدشان مخلوط به شرك نشده در امان اند و راه راست را يافتهاند .
وَ تِلْكَ حُجَّتُنَآ ءَاتَيْنَاهَآ إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ
يعنى : و آن حجت و برهان ما بود كه به ابراهيم در برابر قومش داديم . « تلك » اشاره است به حجّت به نحو عموم ، يعنى ادّله و براهينى كه در آيات گذشته براى ابراهيم ذكر شد ، نظير استدلال انّى او از طريق معلولات به وجود علت ، و از راه تغييرات حاصله در جهان هستى به خالق و مدبّر ، و جوابهاى منطقى او در برابر احتجاجات دشمن .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 406
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٠٦