لغت و اعراب :
[ دليل يكتا پرستى ]
استهواه : او را به پيروى خويش واداشت ، عقلش را ربود . حارَ - از باب مَنَع - : راه را گم كرد . حيران صفت مشبّهه و حال است از ضمير مفعولى در « استهوته » . له أصحاب صفت « حيران » است . و أن أقيموا عطف است بر لنسلم به تقدير « لأن أقيموا » يا « لأن نُقيمَ » .
تفسير :
قُلْ أَنَدْعُواْ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَايَنفَعُنَا وَ لَايَضُرُّنَا وَ نُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللَّهُ
اين آيه به نحو استفهام انكارى ، احتجاج با مشركين است بر لزوم تبعيت از توحيد و دورى از شرك و كفر .
معناى آيه : اى پيامبر ، به مشركين قريش و بتپرستان مكّه بگو : آيا غير خدا و به جاى او چيزى را بخوانيم و جمادى را بپرستيم و نيازهاى خود را از او بخواهيم كه هرگز نه سودى به ما مىرساند و نه ضررى به ما مىزند ؟ و آيا پس از آن كه خداوند ما را هدايت فرموده به پشت سر خويش يعنى بهسوى شرك و كفر بازگرديم ؟
اين سخن را پيامبر از زبان امّت خود مىگويد كه از شرك به اسلام آمده بودند نه از طرف شخص خود كه هيچ گاه سابقهء كفر و شرك نداشته است .
كَالَّذِى اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِى الْأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا
يعنى : آيا ما بهسوى كفر و شرك باز گرديم و همانند كسى باشيم كه شيطانها و پريان در صفحهء زمين او را در حالى كه متردّد و حيران است به دنبال خويش انداخته و عقلش را ربودهاند ، و او را يارانى است كه پيوسته براى نجاتش او را بهسوى هدايت مىخوانند كه به طرف ما بيا ، و او از غايت حيرت و غفلت نمىپذيرد ؟
حاصل آن كه در اين آيه كسانى را كه از ابتدا در حال شرك و كفرند و يا پس از پذيرش اسلام دوباره به حال اول بازگشتهاند ، تشبيه به اسير جن و متحيّر در صحرايى مىكند كه خود حيران است و نداها و دعوتهاى دوستانش را كه مىخواهند نجاتش دهند ، نمىشنود يا باور نمىكند .
و وجه تشبيه اين است كه مشرك و كافر در جوّ وسيع زندگى ، راه حق و نجات را كه