دستور آمد : اى پيامبر ، و هنگامى كه در مجتمع مشركان كسانى را ديدى كه در آيات كتاب ما يا در نشانههاى توحيد ما به عنوان ردّ و ابطال و استهزا وارد مىشوند ، از آنها اعراض كن و روى برتاب ، يعنى مشغول كار ديگر يا سخن ديگر شو ، يا موقّتاً از محل بيرون رو ، تا آنها در سخنى ديگر وارد شوند .
وَ إِمَّا يُنسِيَنَّكَ الشَّيْطَانُ فَلَا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
يعنى : و اگر شيطان از يادت ببرد ، و به وسيلهء وسوسه و اغفال ، تو را نسبت به حكم حرمتِ نشستن در مجلس توهين به حق و استهزاى به آيات خدا به فراموشى كشاند ، پس از يادآورى برخيز و با گروه ستمكاران منشين .
بدان كه خطاب اين آيه از اول تا آخر آن هرچند به حسب ظاهر به پيامبر اسلام است ، لكن در واقع خطاب به مسلمين است از باب : ايّاك أعنى و اسمعى ياجارة ، و نظاير آن در اين كتاب كريم فراوان است . و اين ادّعا بدين جهت است كه طبق ادلّهء قطعى ، شيطان نمىتواند بر شخص معصوم از پيامبر يا امام مسلّط گردد به گونهاى كه حكم حرمت يا وجوب فعلى را فراموش كند و مرتكب عصيان شود . مضافاً اين كه صدر آيه كه خطاب به پيامبر است در سورهء نساء كه مدنى است خطاب به مؤمنين است و همانجا اشاره شده كه اين حكم در سابق نازل گرديده ، و مراد همين آيه است كه در مكّه نازل شده ، و آن آيه اين است : وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِى الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ ءَايَاتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِهَا وَ يُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلَا تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِى حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذاً مِّثْلُهُمْ [ نساء ، 140 ] .
وَ مَا عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَىْءٍ
يعنى : در مجالس و مجتمعات مشركين كه مسلمين نيز هستند ، از حساب اعمال آنها مانند كلمات كفرآور و استهزاى به دين و كتاب ، چيزى بر عهدهء اهل تقوا از مسلمانها نيست ، يعنى مسلمانهايى كه خود از آن پرهيز دارند ، زيرا در اسلام گناه كسى برعهدهء كس ديگر نيست و خود آنها هم وظيفهء اعراض را انجام مىدهند .
وَلكِن ذِكْرَى لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ
يعنى : هرچند گناه آنها بر مسلمين نيست ، لكن بر مسلمين لازم است كه آنها را به نحوى تذكّر دهند ، شايد از گفتار كفرآور كوتاه آيند . و ممكن است معنا اين باشد كه هرچند بر
تفسير روان (فارسى) — صفحة 393
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٩٣