وَ مَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَ لَاحَبَّةٍ فِى ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَ لَارَطْبٍ وَ لَايَابِسٍ
يعنى : و هيچ برگى نمىافتد مگر اين كه خدا آن را مىداند ( يعنى خواه برگ از شاخهء درخت باشد يا از بوتهء گياهان . و ذكر برگ به جهت كثرت آن در انظار و خروج از حدّ و حصر در افكار است ) و نيز هيچ دانهاى در تاريكىهاى زمين نمىافتد و هيچ ترى و هيچ خشكى ساقط نمىشود مگر اين كه آنها را مىداند . و مراد از « دانه » همهء هستهها و بذرهايى است كه به سطح زمين مىافتد و در ميان اجواف و اعماق زمين كه همه تاريكاند قرار مىگيرد خواه به وسيلهء كشاورزان و يا به وسيلهء بادهاى مأمور به پاشيدن آنها يا آبهاى منتقل كننده . و مراد از « هر خشك و تر » هر موجود قابل سقوط از ميوهجات و حبوب و غير آنهاست .
إِلَّا فِى كِتَابٍ مُّبِينٍ
كلام تا اينجا تمام است و گويى فرموده : وَ مَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ وَ لَاحَبَّةٍ وَ لَارَطْبٍ وَ لَايَابِسٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا ، سپس إِلَّا فِى كِتَابٍ مُبِينٍ را بدل آورده ، بدين غرض كه مراد از علم به سقوط آنها اين است كه در لوح محو و اثبات و لوح محفوظ نوشتهايم ، و هر دو « مبين » است ، اولى در نزد اغلب فرشتگان و دومى در نزد خواص و مقرّبان آنها .
وَهُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُم بِاللَّيْلِ وَيَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم بِالنَّهَارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضَى أَجَلٌ مُسَمَّىً ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ « 60 » وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لَايُفَرِّطُونَ « 61 » ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللّهِ مَوْلَاهُمُ الْحَقِّ أَلَا لَهُ الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ « 62 »
تفسير روان (فارسى) — صفحة 385
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٨٥