محصنه يعنى شوهردار يا غيرمحصنه بايد در نزد حاكم باشد .
ثانياً در شاهدان زنا مجرد ايمان كافى نيست بلكه عدالت هم شرط است .
ثالثاً اجراى هر حدى بايد زير نظر حاكم انجام يابد .
رابعاً اگر مدّعى زنا شوهرِ زن باشد حاكم او را مكلّف به اقامهء چهار شاهد مىكند ، و اگر نكرد پيشنهاد ملاعنه مىدهد .
خامساً در كيفر هيچ نوعى از زنا حبس مؤبَّد يا غيرمحدود نيست .
از اين رو مفسران با استفاده از روايات گفتهاند : حكم اين آيه موقّت بوده ، يعنى در فاصلهء ميان نزول سورهء نساء و سورهء نور ، و بعد منسوخ شده ، و ذكر أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلًا نيز شاهد مطلب است ، زيرا گويى در اين جمله اشاره است به اينكه اين حكم موقت است . و البته معلوم باشد كه بنابر نسخ ، مراد نسخ حكم خاص است نه نسخ آيه و قرآنيت آن ، بلكه بر لفظ آيه آثار قرآنيت بار مىشود و لمس آن بدون طهارت حرام و خواندنش در نذر يك آيه از قرآن كافى است و تركش از سورهء نساءِ واجب به نذر يا استيجار جايز نيست ، و هكذا احكام ديگر فقهى مربوطه .
وَ الَّذَانِ يَأْتِيَانِهَا مِنْكُمْ فَاذُوهُمَا فَإِن تَابَا وَ أَصْلَحَا فَأَعْرِضُواْ عَنْهُمَآ إِنَّ اللَّهَ كَانَ تَوَّاباً رَّحِيماً
يعنى : و آن دو نفر مرد از شما مسلمانها كه فاحشه بهجا مىآورند ، آنها را آزار دهيد و عقوبت كنيد ، پس اگر توبه كردند و به اصلاح خود پرداختند از آنها اعراض نماييد و رهايشان كنيد ، زيرا خداوند همواره نسبت به بندگان خود بسيار توبهپذير و مهربان است .
ظاهر اين آيه بيان عمل لواط و كيفر آن است كه مقدارى آزار و عقوبت كردن است مانند چند ضربه تازيانه يا كتك با دست و عصا و نحوه . و مخاطب هم طبعاً و به مقتضاى عصر نزول آيه بزرگان ارحام يا رؤساى قوم است . پس اين آيه نيز مانند آيهء قبل معناً منسوخ است ، زيرا يقيناً كيفر لواط در شرع ايذاى مطلق نيست ، بلكه قبحش شديدتر از زنا است و شدت آن از آيات قرآنى ، و شدت كيفرش كه كشتن با شمشير يا پرت كردن از جاى بلند يا سوزاندن به آتش يا رجم كردن است ، از طريق سنّت استفاده مىشود .
و ممكن است مراد از وَ الَّذَانِ يَأْتِيَانِهَا مرد و زن باشد و ايذاء اشارهء اجمالى به حدود شرعى است روى اعتماد به تفصيل آينده . پس معناى آيه اين است : مرد و زنى را كه عمل
تفسير روان (فارسى) — صفحة 34
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٤