لغت :
حد : حاجز و مانع ميان دو شىء مانند ديوار خانه و مرز كشور .
تفسير :
تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ
« تلك » اشاره به احكام كلى مذكور از تكليفى و وضعى و قواعد عامهاى است كه از اول سوره تا اينجا ذكر شده ( مانند : رعايت حال ارحام ، حفظ اموال يتيمان ، ازدواج با ايتام و با زوجات متعدد ، حسن تأديهء صداق ، اجتناب از قرار دادن اموال در دست سفيهان ، لزوم امتحان صِغار تا بلوغ و رشد ، اخذ اجرت از اموال ايتام ، بذل عطيّه به حضّار مجلس تقسيم ارث ، تعيين طبقات ارث و غير اينها ) يعنى اين احكام حدود خداست .
و اطلاق حدود بر احكام تشبيه است ، يعنى همانطور كه املاك و اراضى و كشورها حدود و مرزهايى دارند كه نبايد از آنها تجاوز كرد ، خدا هم براى حريم جلال و جمالش حدودى تعيين كرده كه نبايد تعدى و تجاوز نمود و آن احكام دين اوست .
وَمَن يُطِعِاللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُجَنَّاتٍ تَجْرِىمِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَفِيهَا وَذَ لِكَ الْفَوْزُالْعَظِيمُ
يعنى : و كسىكه از خدا و رسول او فرمان برد ، به اين معنى كه از خدا در احكام مولوى شريعت او ، و از رسول در فرامين مولوى و اوامر و نواهى ولائى او يا از دستورات ارشادى او اطاعت كند ، خدا او را در بهشتهايى كه از زير درختانش انواع رودها جريان دارد وارد مىكند كه در آن جاويدان باشند ، و اين است رستگارى و كاميابى بزرگ .
وَ مَن يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَاراً خَالِداً فِيهَا وَلَهُو عَذَابٌ مُّهِينٌ
يعنى : و كسىكه خدا و فرستادهء او را نافرمانى كند ، كه اوامر و نواهى مولوى خدا و فرامين مولوى يا ارشادى رسول او را مخالفت نمايد ، و از حدود و مرزهايى كه خدا تعيين كرده تجاوز نمايد ، خدا او را در آتشى وارد مىكند كه در آن جاودان بماند ، و او را عذابى خواركننده است . زيرا انسانى كه خدا او را براى مراحل كمال انسانيت و براى بهشت و جوار پيامبران و صالحان آفريده ، اگر در خاتمه او را بهسزاى طغيانش به جايى درافكند كه
تفسير روان (فارسى) — صفحة 32
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٢