تفسير :
[ آفرينندگى و صفات خداوند ]
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ
يعنى : ستايش از آنِ خدايى است كه آسمانها و اين زمين را آفريد . يعنى ستايش حق و به جا و عقلپسند از آن اوست ، يا همهء ستايشها به او باز مىگردد ، زيرا ستايش اشيا به خاطر حُسن آنهاست و حسن آنها از اوست . يا بدين معنا كه ستايش را او بايد بكند و ستايش ديگران را ارجى نيست .
وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ
يعنى : و تاريكىها و روشنى را پديد آورد . جهت اين كه در اين كتاب كريم ، در تمام مواردِ تقابل ظلمت و نور ، ظلمت به صيغهء جمع و نور به نحو مفرد آمده اين است كه سبب وجود نور ، از اجرام اين عالم تنها آتش است و سبب ظلمت ، همهء اجرام ديگر . و يا آن كه مراد از ظلمت ، راه كج است و مراد از نور ، راه راست و مستقيم ؛ و اين راه يكى است و آن راه متكثّر و متعدد .
ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ
يعنى : پس از ظهور اين همه قدرت و عظمت ، و پديدآمدن اين همه موجودات از كتم عدم به مجرد ارادهء بالغ و نافذ خدا ، باز هم كسانى هستند كه به پروردگارشان كفر مىورزند و ديگران را همتا و شريك خدا مىپندارند . مراد بتان و ستارگان و فرشتگان و غير آنها هستند كه خود مخلوقى عاجزند و در تحت ملكيت و تدبير و ارادهء خدا قرار دارند .
هُوَ الَّذِى خَلَقَكُم مِّن طِينٍ
ضمير كُم شامل آدم و حوا و اولاد آنهاست ، پس معناى آيه اين است : او كسى است كه شما را از گِل آفريد . يعنى جدّ و جدّهء اعلاى شما آدم و حوّا را از گل و لاى ، بلاواسطه و بدون پيمودن مراحل عادى خلقت بساخت ، بدين طرز كه اجزا و اعضا و اندامهاى بدن آنها را درست كرد و به هم پيوست و تركيب پيكر تكامل يافت ، سپس از روح خويش در آنها بدميد تا انسان كامل شدند . و اولاد آنها را از نخستين نسل تا