شاهدها بر طرف شود ، بلكه مدعى شدند كه آنها دروغ گفتهاند و مرتكب جرم شدهاند ، پس دو شاهد ديگر قائم مقام آنها مىشوند از كسانى كه - يعنى از وارثانى كه - شاهدهاى وصيت و آنها كه اولى به ميت و در حضور او بودند به خاطر شهادت كذبشان بر آنها جنايت مالى وارد كردهاند ؛ پس به خداوند سوگند ياد مىكنند كه شهادت ما ( يعنى ادعاهاى ما بر اينكه بيّنه ، دروغ گفته و مال از آنِ ماست ) از نظر مطابقت با واقع و موافقت با هدف ميّت ، از شهادت بيّنه احقّ و اولى است ، و ما هرگز در اين شهادت و سوگند از راه راست تجاوز نكردهايم ، كه اگر چنين كنيم آن گاه ما حتماً از ستمكاران خواهيم بود .
ذلِكَ أَدْنَى أَن يَأْتُواْ بِالشَّهَادَةِ عَلَى وَجْهِهَآ
« ذلك » اشاره به دستور خاص مذكور در دو آيهء سابق است كه پس از تحقّق شهادت صحيح و قيام بيّنهء شرعيه بر وصيت ميت ، اگر وارثان ميت شك كردند بيّنه سوگند مىخورد ، و اگر ورثه مدعى كذب شهود شدند با ارجاع قسم به مدعى ، آن قسم بر بيّنه مقدم مىشود . معناى آيه : اين دستور معيّن نزديكتر است به اين كه شاهدها از آغاز ، گواهى خود را به نحو صحيح و چنان كه بايد انجام دهند .
أَوْ يَخَافُواْ أَن تُرَدَّ أَيْمَانُ م بَعْدَ أَيْمَانِهِمْ
يعنى : و نيز دستور فوق اقرب و نزديكتر است به اينكه شاهدها بترسند كه مبادا يمينهايى پس از ايمانشان باز گردد . يعنى قسمهايى به ورّاث برگردد پس از آن كه ايمان شهود يعنى شهادتشان - زيرا شهود اول در اين صورت يمين ندارند - در نزد حاكم پذيرفته شده ، و به وسيلهء آن يمين ، شهادت شهود محكوم به بطلان شود و در نتيجه در نزد مردم آبرويشان برود .
وَ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ اسْمَعُواْ وَ اللَّهُ لَايَهْدِى الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ
يعنى : اى مردم ، از خدا بترسيد و از پيامبر بشنويد ، و خدا گروه فاسقان را هدايت نمىكند . يعنى كسانى را كه پس از هدايت اوليه و دعوت به اصول و اتمام حجت ، راه طغيان و نافرمانى پيش گيرند ، به توفيقات و رهنمودهاى بعدى رهنمون نمىشود .
يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُوا لَا عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ « 109 »
تفسير روان (فارسى) — صفحة 323
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٢٣