يعنى : اگر مرحلهء عمل به شهادت رسيد و در صدق دو شاهدى كه حكايت از وصيت ميت دارند ، خواه دو شاهد از مسلمين يا كفار ، شك كرديد ، مثلًا اگر آنها شهادت دادند كه ميت وصيت نمود ثلث مال او يا فلان مال معيّن او به زيد داده شود و شما ترديد داشتيد ، آن دو نفر را پس از نماز - يعنى هر نمازى باشد از نمازهاى واجب و مستحب ، و محتمل است كه مراد خصوص نماز عصر باشد كه در آن عصر وقت اجتماع اهل كتاب بوده - نگه مىداريد تا به خداوند سوگند ياد كنند كه ما در شهادت خود صادقيم و هرگز با اين شهادت ، بهايى و مال دنيايى به دست نمىآوريم ، يعنى به واسطهء تغيير وصيت به نفع كسى سودى نمىبريم ، هر چند آن شخص از خويشان ما باشد .
وَ لَانَكْتُمُ شَهَادَةَ اللَّهِ إِنَّآ إِذاً لَّمِنَ الْأَثِمِينَ
يعنى : و ما هرگز شهادت و گواهى خدا را يعنى شهادتى را كه در محضر خدا و حضور فرشتگان او انجام يافته ، پنهان نمىداريم كه اگر چنين كنيم آنگاه ما حتماً از گنهكاران خواهيم بود .
فَإِنْ عُثِرَ عَلَى أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّآ إِثْماً فَاخَرَانِ يَقُومَانِ مَقَامَهُمَا مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ الْأَوْلَيَانِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ لَشَهَادَتُنَآ أَحَقُّ مِن شَهَادَتِهِمَا وَ مَا اعْتَدَيْنَا إِنَّآ اذاً لَّمِنَ الظَّالِمِينَ
در اين آيه دو قسم شهود ذكر شده : شهود اول آنهايى كه به وصيت ميت شهادت دادهاند و شهود حقيقى و بينهء شرعيهاند و در اين آيه بر آنها صفت « اوليان » گفته شده يعنى اوْلى و نزديكتر به ميتاند ، زيرا هنگام وصيت حضوراً وصيت را شنيده و ضبط كردهاند . و شهود دوم وارثان ميتاند و شهادت بر كذب بيّنهء اول دادهاند و در اين آيه به عنوان قائم مقام دو شاهد اول ذكر شدهاند ، و در واقع اينان مدعى مالاند و ادعايشان شهادت ناميده شده و از اين رو اگر متعدد و عادل هم باشند بيّنهء شرعيه حساب نمىشوند . و معناى قيام اينها به جاى دو شاهد اول اين است كه در مورد نزاع سوگند ياد مىكنند و شهادتشان را از شهادت بيّنه ، اولى و احق مىخوانند و با اين سوگند و قسم ، مدعاى آنها در برابر بيّنه ثابت مىشود و مسأله خاتمه مىيابد .
معناى آيه : پس اگر معلوم شد - يعنى در نزد ورثه - كه آن دو شاهد دروغ گفته و مرتكب گناه شدهاند ؛ مراد اين كه اگر ورثهء ميت راجع به شاهدها در شك و ترديد نماندند كه با قسم
تفسير روان (فارسى) — صفحة 322
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٢٢