حياتبخش ارواح جامعه است ، و يا با كلمات طيّبهاى كه بدان وسيله اغلب معجزات را انجام مىدادى .
تُكَلِّمُ النَّاسَ فِى الْمَهْدِ وَكَهْلًا
يعنى : در نتيجهء اين نعمت ، با مردم سخن مىگفتى در گهواره به طور اعجاز ، و در ميانسالى به طرز وحى و الهام .
وَ إِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْرَاةَ وَ الْإِنجِيلَ
يعنى : و آن گاه كه به تو چهار امر عظيم و مهم را آموختيم كه عبارت است از : كتاب يعنى كتابهاى آسمانى كه بر پيامبران پيشين فرود آمده است ، و حكمت يعنى احكام شريعت مستقلى كه چهارمين شريعت آسمانى نازل شده بر مجتمع انسانى و آميزهاى از احكام تورات و انجيل است . يا معارف و مستقلات عقلى ؛ و تورات كه كتاب بزرگ الهى است شامل شريعت موسوى و معارف بشرى ؛ و انجيل كه چهارمين كتاب دين و شريعت و مصدّق شرع و كتاب موسى است .
وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِى فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرَا م بِإِذْنِى
يعنى و آنگاه كه از گِل مجسّمهاى نظير هيئت پرنده به اذن من مىساختى ، يعنى به توفيق و تعليم من كه چگونه مواد اولّيهء آن را از خاك برگيرى و يكايك اعضا و اجزاى او را به طرزى معتدل و متناسب با يكديگر بسازى و سپس همه را تركيب دهى و به شكل پرندهاى درآورى و با الوان مخصوص اين جهان رنگآميزى نمايى ، و سپس از روحى كه حقيقت آن را احدى نشناخته در آن مىدميدى ( بدين نحو كه عيسى دعا مىكرد و خدا زنده مىنمود ، يا به خود عيسى نيرويى عطا مىكرد كه همانند جبرئيل و فرشتهء موكّل به احياى جانداران بدان حيات مىبخشيد ) پس او به اذن تكوينى من زنده مىشد ، يعنى هم تهيه و تنظيم هيكل خاص به اذن من بود و هم دميدن روح و زنده كردن آن به اذن من بود .
وَ تُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِى وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِى
يعنى : و آن گاه كه كور مادرزاد و بيمار پيس و جذامى را به اذن من يعنى توفيق و يارى من شفا مىبخشيدى . و آنگاه كه مردگان را به اذن من بيرون مىآوردى ، يعنى اجزاى متلاشى جسد او در زير زمين را از لابهلاى خاكها اجتماع و تركّب داده ، روح برزخى او
تفسير روان (فارسى) — صفحة 326
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٢٦