خواب بالا برد ، يا او را ميراند و بالا برد و يا آن كه رتبه و مقامش را بالا برد ، زيرا ضمير ( بل رفعه اللَّه ) به همان شخصى برمىگردد كه مورد سوء قصد يهود و در معرض قتل و صَلب آنها بود . آرى خداوند از ازل و براى هميشه مقتدر شكستناپذير و حكيم است و افعالش از روى اتقان و مصلحت نظام اتمّ است .
وَإِن مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً « 159 » فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَن سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيراً « 160 » وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُوا عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ مِنْهُمْ عَذَاباً أَلِيماً « 161 »
لغت و اعراب :
و ان من أهل الكتاب ، ان نافيه است و بر جملهء اسميه و فعليه داخل مىشود ، و در اينجا به تقدير « ان أحدٌ » است . مرجع ضمير به عيسى است ، و ضمير موته محتمل است أحد باشد ياعيسى . فبظلم متعلق به حرّمنا است ، و محتمل است كه بدل از فبما نقضهم باشد و متعلق به محذوف فعلنا بهم ما فعلنا . هادَ - از باب نَصَر - : توبه كرد و بازگشت ، يهودى شد . طيّب مقابل خبيث ، آنچه از خوراكى و غيره شرعاً مجاز و طبعاً مورد پسند باشد . كثيراً يعنى ناساً كثيراً ، يا صدّاً كثيراً ، بنابر اول مفعولٌ به و بنابر دوم مفعول مطلق است .
تفسير :
وَ إِن مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ
دو ضمير « به » و « موته » اگر ضمير اول به « عيسى » و دوم به « أحدٌ » مقدر برگردد ، معناى آيه اين است : و احدى از اهل كتاب تورات و انجيل نيست مگر آن كه مسلّم است كه پيش از آن كه بميرد به عيسى ايمان مىآورد . پس آيه مبيّن اين است كه كفار اهل كتاب در وقت
تفسير روان (فارسى) — صفحة 184
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٨٤