لغت و اعراب :
فبما « با » سببيه و « ما » زايده است به تقدير فبنقضهم ، و اين جار و مجرور متعلّق است به فعل مقدّر به تقدير « فعلنا بهم ما فعلنا » و يا آن كه متعلق است به حرّمنا عليهم در آيهء 160 ، و كلمهء فبظلم در آن آيه بدل است از فبما نقضهم و معطوفات ششگانهء آن در اول اين آيه .
غُلف : جمع اغلف ، چيزىكه در پوشش و غلاف باشد مثل شمشير و ميوه و كتاب .
تفسير :
فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ وَ كُفْرِهِم بايَاتِ اللَّهِ وَ قَتْلِهِمُ الْأَنبِيَآءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ
يعنى : آنچه در حق بنىاسرائيل از آغاز تا به حال از عذابهاى گوناگون انجام دادهايم مانند لعن ، مسخ به صورت گراز و ميمون ، مقرر كردن ذلّت و مسكنت بر آنان ، ازالهء ملك و سلطنت و استقلالشان ، تحريم غذاهاى پاكيزه برايشان و غير اينها از امورى كه در تورات است و در اين كتاب الهى نيز به برخى از آنها اشاره شده ، به سبب نقض ميثاق و پيمانشكنى آنها و امور ششگانهء بعدى است . و اين بيان مبتنى بر اين است كه فبما نقضهم متعلق به مقدّر باشد . و اما احتمال متعلقبودن آن و معطوفاتش به حرّمنا در آيهء 160 خالى از اشكال نيست ، زيرا كه كفر به عيسى و تهمت به مريم و ادّعاى قتل عيسى كه جزء معطوفات است زماناً پس از تحريم طيّبات بوده ، لذا نمىتواند سبب واقع شود .
معناى آيه : پس ما آن عذابها را بر آنان روا داشتيم به سبب شكستن آنها پيمانشان را ، يعنى در موارد زيادى كه از آن جمله امتناعشان از دخول بيتالمقدس و شكستن حرمت سَبت است ؛ و به سبب كفر و انكارشان آيات خدا را ، يعنى آيات انجيل و آيات قرآن و آياتى از خود تورات را ؛ و به سبب به ناحق كشتن آنها پيامبران خدا مانند زكريا و يحيى و عدهاى ديگر را كه در قرآن به نحو اجمال نام برده مىشوند ؛ و به سبب اين گفتارشان در برابر دعوت به پذيرش انجيل و قرآن ، كه دلهاى ما در پوشش و غلاف است ، به اين معنا كه طبعاً قدرت درك اين سخنان را نداريم ، يا قدرت درك سخنان غير موسى را نداريم پس معذوريم . و ممكن است مراد از اغلف بودن دلهاشان اين باشد كه مملو از علم است و پر از دانش ، و نيازى به صحبتهاى شما نداريم .
بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا
تفسير روان (فارسى) — صفحة 182
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٨٢