تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
هنگام فرودآمدن از آسمان آن را مشاهده كنند ، و مثل قرآن نباشد كه آيات و سوره‌هايش به تدريج و پراكنده نازل مىشود . فَقَدْ سَأَلُواْ مُوسَى أَكْبَرَ مِن ذَ لِكَ فَقَالُواْ أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً يعنى : اى پيامبر ، اين درخواست‌ها در نزد تو عجيب و بزرگ ننمايد ، زيرا اين طايفه از موساى پيامبر بزرگ‌تر و عجيب‌تر از آن را خواستند و گفتند : اى موسى ، خدا را به ما آشكارا نشان ده كه با چشم سر ببينيم . يعنى اين سؤال غريب‌تر است ، زيرا نزول كتابى از آسمان هر نوعى باشد امرى است ممكن هر چند از قدرت بشر خارج است ، ولى ديدن خدا به چشم سر غيرممكن است ، و محال عقلى است كه خدا تجسّم پيدا كند و قابل رؤيت بشر باشد . و اين درخواست از سران و هفتاد نفر از منتخبان يهود بود كه موسى آنها را براى مناجات با خداوند از ميان قومش برگزيد تا به كوه طور برد و خود با خدا صحبت كند و آنها هم بشنوند ، يا خدا آنها را مورد خطاب قرار دهد . فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ يعنى : پس به واسطهء ظلمى كه كردند صاعقهء آسمانى همهء آنها را فرا گرفت و هلاك نمود . مراد از ظلم و ستم ، ستم به موسى عليه السلام است كه تكلّم او را با خدا نپذيرفتند ، يا به اصل تكلّم قناعت نكردند و رؤيت خواستند ؛ و ظلم به خداست كه جسمش دانستند يا تنزّل او را به مرتبهء تجسّم خواستار شدند ؛ و ظلم به خودشان است كه در تكبر و لجاجت و عناد به غايت رسيدند و خود را به هلاكت انداختند . ثُمَّ اتَّخَذُواْ الْعِجْلَ مِن‌م بَعْدِ مَا جَآءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ يعنى : سپس آنها گوساله را به خدايى گرفتند پس از آن كه آن دلايل روشن بر الوهيت اللَّهِ يگانهء واجب‌الوجود براى آنها آمده بود . مراد اين است كه آنها را پس از هلاكت به صاعقه ، زنده كرديم و به سوى قومشان روانه نموديم . و چون موسى براى دريافت تورات موعود به سوى طور عزيمت نمود ، در غياب وى به تحريك سامرى گوساله را به خدايى گرفتند و به دور او طواف كردند در حالى كه آنان همانها بودند كه نشانه‌هاى توحيد الهى براى آنها آمده بود ، زيرا اين حادثه پس از گذر