لغت و اعراب :
تَوَلّى : اعراض كرد . و مَن توَلّى ، جزاى شرط به تقدير « فليس عليك بأس » است . طاعةٌ خبر مبتدا است به تقدير « أمرُنا طاعة » يا « نحن طاعةٌ » . بَرَزَ الرجُلُ - از باب نَصَر - : ظاهر شد و بيرون آمد . بَيَّتَ الأمرَ : در شب آن را فكر كرد و پخته نمود . تقول فعل خطاب است و فاعلش ضمير مستتر أنت راجع به پيامبر ، يا فعل غايب مؤنث است و فاعلش طائفة .
تفسير :
مَّن يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ
يعنى : هركس از اين رسول اطاعت نمود پس حقاً كه از خدا اطاعت كرده است .
مراد از اطاعت رسول اطاعت اوست در آنچه از احكام الهى نقل مىكند . و اين اطاعت نسبت به خدا اطاعت حقيقى از اوامر مولوى او ، و نسبت به رسول اطاعت تبعى از امر ارشادى اوست .
وَ مَن تَوَلَّى فَمَآ أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً
يعنى : و هركس روى برتابد و از رسول خدا در آنچه از جانب خدا آورده فرمان نبرد ، پس اى پيامبر ، ايرادى بر تو نيست ، زيرا ما تو را هرگز بر آنها نگهبان نفرستادهايم . يعنى نه نگهبان طاعت يكايك آنهايى ، زيرا آن مقدور تو نيست ؛ و نه مسئول پياده كردن احكام در اجتماع آنها ، زيرا آن از وظايف امامت است نه رسالت ، و نه نگهبان كتابت حسنات و سيئات آنها ، زيرا آن از شئون كرام كاتبين است ، بلكه وظيفهء تو فعلًا ابلاغ رسالت خويش است و بس .
وَ يَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُواْ مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَآئِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِى تَقُولُ
يعنى : اى پيامبر ، هنگامى كه آنها در نزد تو باشند در برابر فرامين تو پيوسته مىگويند :
اطاعت ، يعنى پيروى مىكنيم و سر تا پا اطاعتيم ؛ و چون از نزد تو بيرون شوند و به خانههاى خود باز گردند گروهى از آنان غير آنچه تو مىگويى ، يا غير از اظهار طاعتى كه خود مىكردند ، افكار ديگرى را در شبها تدبير مىكنند و در سر مىپرورانند . يعنى بر ضد تو و دين تو توطئه مىكنند و براى خاموش كردن چراغ قرآن نقشه مىكشند .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 106
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٠٦