يعنى : اى پيامبر يا اى مخاطب ، آنچه از حسنات به تو رسد مانند مثالهايى كه ذكر شد همه از جانب خداست ، يعنى به ارادهء استقلالى و تكوينى اوست خواه اسباب خارجى آنها علل تكوينى جهان باشد يا اعمال خير تو . و آنچه از سيّئات به تو رسد همه از جانب خود توست ، يعنى سبب اصلى آن عمل توست .
بدان كه اين آيه ناظر به اسباب اوليهء حوادث ، و آيهء قبل ناظر به مسبَّبات يعنى مرحلهء اجراست ، و حاصل دو آيه اين است كه حوادث عالم تكوين كه به بشر اصابت مىكند از قبيل مسبَّبات است و بالمباشره با ارادهء خدا مىرسد . و اما اسباب آنها كه سبب تعلّق ارادهء الهى مىشود ، در حسنات آن نيز از جانب خداست هرچند دعاها و كارهاى خير مكلّف نيز دخالت داشته باشد ، و در سيّئات از ناحيهء خود انسان است ، يعنى گناهانش سبب شده كه خدا سيّئه فرستد .
وَ أَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً
پس از ذكر اينكه حوادث عالم همه به ارادهء حق است و پيامبر را شركتى در ورود و اصابهء سيئات نيست ، مىفرمايد : اى پيامبر ، ما تو را براى مردم تنها به عنوان رسول فرستاديم . يعنى تا پيام آسمانى خدا را از وحى و شريعت و قرآن به مردم برسانى ، و اما پياده كردن احكام در ميان جامعه از وظايف امامت است ، و پاداش و كيفر دنيوى در اين جهان و بهشت و دوزخ در آن جهان از شئون خداوندى است . و خدا كافى است در اين كه حاضر در مقابل هر مكلف است و گواه اعمال آنهاست .
مَن يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً « 80 » وَيَقُولُونَ طَاعةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا « 81 »
تفسير روان (فارسى) — صفحة 105
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٠٥