فكر ما درك نمىكند ، زيرا همه جاى عالم وجود محضر خداوند است و همه جاى آن در تحت سيطرهء ملكالموت و ساير فرشتگان الهى است و براى آنها همهء اجزاى جهان متساوىالنسبه است . پس هر جا ذىروحى باشد در تحت ارادهء خدا و زير سيطرهء فرشتگان اوست و مرگ ، سنّت جاريه و غير قابل تبديل اوست .
وَ إِن تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُواْ هذِهِ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَ إِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُواْ هذِهِ مِنْ عِندِكَ
[ خدايى ديدن همه چيز ]
ظاهر اين كلام تا آخر آيه اين است كه دربارهء يهود و يا منافقان است و مراد از حسنه و سيّئه در اينجا به قرينهء « ان تصبهم » حوادث غيراختيارى عالم تكوين است كه برخى نيكو و محبوب و برخى بد و نامطلوب است ، و شامل اعمال نيك و بد انسانى مانند نماز و انفاق يا شرابخوارى و قمار نمىشود .
معناى آيه : اگر حسنهاى به آنها برسد ، يعنى حادثهء نيكو و خوشحالكنندهاى مانند وسعت روزى ، نزول باران ، امنيت محيط ، پيروزى در جنگ و غنايم آن ، مىگويند : اين از جانب خداست . و اگر سيّئهاى به آنها برسد ، مانند گرانى ، بيمارى ، شكست در جنگ و تلف اموال و اولاد ، مىگويند : اين از توست . يعنى برخى از آنها از شومى وجود و برنامهء تو ، و برخى از آنها مانند شكست در جنگ از سوء تدبير توست .
قُلْ كُلٌّ مِّنْ عِندِ اللَّهِ فَمَالِ هؤُلَآءِ الْقَوْمِ لَايَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثاً
يعنى : بگو : همهء حسنات و سيّئات و حوادث نيك و بد كه به بشر مىرسد از جانب خداوند يعنى به ارادهء استقلالى اوست ، زيرا همهء حوادث عالم تكوين طبق نظام اتمّ حاكم بر شراشر اجزاى آن تحت ارادهء تكوينى خدا تحقّق مىيابد و احدى را در آن دخالت استقلالى نيست ، و وساطت فرشتگان بدين طرز است كه ارادهء آنها عين ارادهء خداوند است . پس چه شده است اين قوم را كه حاضر نيستند حديثى را درك كنند ؟ !
مراد از حديث ، معارف دينى و توحيدى و يا قرآن مجيد است كه انسان را به حقايق آشنا مىسازد . و معلوم باد كه اين آيه در مقام نسبت حوادث به خدا از نظر مباشرت است و آيهء بعد از نظر تسبيب .
مَّآ أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ مَآ أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ