خدا با آفريدن چنين كلامى ، آنها را بوزينه كرد ، چرا كه سيره وسنّت او اجراى كارها بهوسيلهء اسباب است . و يا آن كه مراد از « قلنا » در اينجا ارادهء تكوينى است ، يعنى اراده كرديم كه آن ملت بوزينه شوند و بلافاصله شدند . و در روايات آمده كه جسم آنها مسخ شد و روانشان در آن جسم بماند ، بر روى يكديگر زوزه مىكشيدند و بر سر مردارها جمع مىشدند ، و سه روز در آن وضعيت ماندند و از غصّه چيزى نخوردند و نياشاميدند تا به هلاكت رسيدند . و برخى گفتهاند كه مسخ روحى شدند برعكس فرض اول ، و روحشان در پستى ادراك همانند ميمون شد و مدتى در بدن انسانى بماند . و اين طايفه ربطى به ميمون طبيعى نداشتند و ميمونها نيز از نسل آنها نيستند .
« فَجَعَلْنَاهَا نَكالًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهَا وَمَا خَلْفَهَا وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ »
داستان گاو بنىاسرائيل
يعنى : پس ما آن عقوبت را يعنى مسخ كردن ناگهانى گروهى از انسانها را به كيفر طغيانشان و تبديل جسم آنها را به جسم بوزينگان ، مايهء عبرت نسبت به گذشتگان و آيندگانشان قرار داديم ، زيرا اين حادثهء عجيب و هولناك را براى امتهاى گذشته نيز نقل كرده بوديم و آنها عبرت گرفتند و آيندگان نيز عبرت خواهند گرفت .
و ممكن است مراد از « لِمَا بَيْنَ يَدَيْهَا » مردمان همعصر آنها ، و مراد از « مَا خَلْفَهَا » آيندگان باشند . و بايد دانست كه هريك از عنوان « ما بين يدى الشىء » و « ما خلف الشىء » به گذشته و آينده گفته مىشود .
و نيز حادثهء مسخ را براى همهء پرهيزگاران سبب پند و اندرز قرار داديم .
وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قالُوا أَ تَتَّخِذُنا هُزُوًا قالَ أَعُوذُ بِاللّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلينَ ( 67 )
تفسير :
« وَ إِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ . . . »
يعنى : و به ياد آريد هنگامى را كه موسى به قوم خود گفت : همانا خداوند دربارهء پيدا شدن قاتل نامعلوم ميتى كه ذكر آن خواهد آمد ، دستور مىدهد كه ماده گاوى را سر ببريد . آنها گفتند : اى موسى ، آيا ما را به استهزا و مسخره مىگيرى ؟ چه ارتباطى ميان پيدا شدن قاتل و بريدن سر ماده گاو است ؟ گفت : پناه مىبرم به خدا كه از جاهلان و افراد نادان باشم .
در اين استعاذه اشاره به اين است كه مصونيت او از جهل و آثار آن از شئون نبوت اوست و اشتباه و خطا در آن راه ندارد .