تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
و طغيانشان روى آوردند ، لذا مىفرمايد : سپس شما پس از آن وعده‌هاى توأم با تهديد روى برتافتيد . « فَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَكُنتُم مِّنَ الْخسِرِينَ » و اگر تفضّل و رحمت خداوند بر شما نبود ، بىترديد از زيانكاران بوديد . مراد ، كسانى هستند كه پس از آن حادثه ، به دست پيامبران بنىاسرائيل توبه كردند و يا پس از ظهور محمد صلى الله عليه و آله به اسلام گرويدند . وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئينَ ( 65 ) فَجَعَلْناها نَكالًا لِما بَيْنَ يَدَيْها وَ ما خَلْفَها وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقينَ ( 66 )

مسخ شدن اصحاب سبت

لغت و اعراب : سَبْت : روز شنبه ، و در قرآن غالباً در مورد سبتى كه صيد ماهى در آن بر بنىاسرائيل حرام بود استعمال شده است . خَسَأَ الكلبَ : سگ را دور كرد ، و خسأ الكلبُ : سگ دور شد . قردة - جمع قرد - : ميمون و بوزينه . فجعلناها ضمير منصوب راجع است به « عقوبت » كه از كلام استفاده مىشود ، يا به « امت » . نكال اسم مصدر است ، يعنى عملى كه وسيلهء عبرت ديگران شود . تفسير : « وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْاْ مِنكُمْ فِى السَّبْتِ » خطاب به طايفهء يهود معاصر پيامبر است . يعنى : حقيقت اين است كه همهء شما شناختيد كسانى از گذشتگانتان را كه دربارهء سبت تجاوز كردند ، يعنى حكم حرمت صيد ماهى را در آن روز به كلى شكستند و از راه‌هاى مختلف در آن تقلّب نمودند و كلاه شرعى درست كردند . مثلًا چون ماهيان ، روز شنبه با احساس امن بيشتر مىآمدند ، آنها ماهيان را در كانال‌هاى اطراف رودخانه حبس كردند و روز يكشنبه صيد كردند . « فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خسِينَ » يعنى : پس در مقام كيفرِ تخلّف آنها گفتيم : بوزينه‌هايى پست و رانده‌شده گرديد .