و طغيانشان روى آوردند ، لذا مىفرمايد : سپس شما پس از آن وعدههاى توأم با تهديد روى برتافتيد .
« فَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَكُنتُم مِّنَ الْخسِرِينَ »
و اگر تفضّل و رحمت خداوند بر شما نبود ، بىترديد از زيانكاران بوديد . مراد ، كسانى هستند كه پس از آن حادثه ، به دست پيامبران بنىاسرائيل توبه كردند و يا پس از ظهور محمد صلى الله عليه و آله به اسلام گرويدند .
وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئينَ ( 65 )
فَجَعَلْناها نَكالًا لِما بَيْنَ يَدَيْها وَ ما خَلْفَها وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقينَ ( 66 )
مسخ شدن اصحاب سبت
لغت و اعراب :
سَبْت : روز شنبه ، و در قرآن غالباً در مورد سبتى كه صيد ماهى در آن بر بنىاسرائيل حرام بود استعمال شده است . خَسَأَ الكلبَ : سگ را دور كرد ، و خسأ الكلبُ : سگ دور شد . قردة - جمع قرد - :
ميمون و بوزينه . فجعلناها ضمير منصوب راجع است به « عقوبت » كه از كلام استفاده مىشود ، يا به « امت » . نكال اسم مصدر است ، يعنى عملى كه وسيلهء عبرت ديگران شود .
تفسير :
« وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْاْ مِنكُمْ فِى السَّبْتِ »
خطاب به طايفهء يهود معاصر پيامبر است . يعنى : حقيقت اين است كه همهء شما شناختيد كسانى از گذشتگانتان را كه دربارهء سبت تجاوز كردند ، يعنى حكم حرمت صيد ماهى را در آن روز به كلى شكستند و از راههاى مختلف در آن تقلّب نمودند و كلاه شرعى درست كردند . مثلًا چون ماهيان ، روز شنبه با احساس امن بيشتر مىآمدند ، آنها ماهيان را در كانالهاى اطراف رودخانه حبس كردند و روز يكشنبه صيد كردند .
« فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خسِينَ »
يعنى : پس در مقام كيفرِ تخلّف آنها گفتيم : بوزينههايى پست و راندهشده گرديد .