تفسير :
« قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيّن لَّنَا مَا هِىَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشبَهَ عَلَيْنَا وَ إِنَّآ إِن شَآءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ »
گفتند : اى موسى ، پروردگارت را دربارهء كار ما بخوان كه براى ما روشن كند اين ماده گاو چيست ؟ يعنى از جهت كار چگونه گاوى باشد ؟ آيا گاو كارى باشد يا پروارى ؟ بىترديد امر اين ماده گاو بر ما مبهم و مشتبه شده و حتماً اگر خدا بخواهد بهسوى مقصود حقيقى راه خواهيم يافت .
« قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لَّاذَلُولٌ تُثِيرُ الْأَرْضَ وَ لَاتَسْقِى الْحَرْثَ »
يعنى : موسى گفت : همانا خدا مىفرمايد : ماده گاوى باشد نه رام شده براى كشت كه زمين را شخم زند و نه براى كشيدن آب با دلْو يا آوردن آب از راه دور كه زراعت را آبيارى كند .
« مُسَلَّمَةٌ لَّاشِيَةَ فِيهَا »
يعنى : بلكه ماده گاوى باشد كه از لطف پروردگار ، سالم از عيب و نقص و از جانب صاحبش سالم از هر نوع كارگيرى و از نظر رنگ يكدست باشد و ابلق و رنگارنگ نباشد .
« قَالُواْ الْأَنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوهَا وَ مَا كَادُواْ يَفْعَلُونَ »
يعنى : پس از بيان و توضيحات كامل موسى عليه السلام در خصوصيات گاوى كه بايد سر ببرند ، گفتند :
اكنون حق را آوردى ، يعنى حقّ مطلب را ادا كردى و مشخصات گاو مورد نظر را چنان كه بايد ، بيان نمودى . پس آن ماده گاو را پس از جستجو و پيدا كردن ، طبق دستور خدا سر بريدند در حالى كه رغبتى در آن كار نداشتند و اميدى نبود كه چنين كنند ، چرا كه از آشكارشدن قاتل و رسوايى خود در هراس بودند . يا آن كه قيمت آن گاو بالا بود ، زيرا گاوى بدان صفت منحصر بهفرد و در نزد يتيمى بود كه اولياى او به كمتر از ده برابر يا صد برابر قيمت نمىفروختند .
بدان كه پس از ابلاغ فرمان ذبح بقره در آيهء 67 كه امرى مطلق و متعلّق به عنوان و موضوعى مطلق بود ، اگر بنىاسرائيل به همان امر عمل مىكردند و گاوى را سر مىبريدند كافى بود هر چند قيد سن و رنگ و كار در آن محقّق نمىشد ، چنان كه پس از سؤالِ اول بقرهاى با يك قيد و پس از سؤال دوم بقرهاى با دو قيد نيز كافى بود ، ولى به آن قناعت نكردند و بقرهاى با سه قيد لازم شد . و گفته شده علت عدم قناعتشان به امر اول و بحث از خصوصيات مأمورٌبه ، مبنى بر اين اعتقاد بوده كه نبايد مطلبى را بدون دليل قطعى پذيرفت ، و چون در مطلق گاو تأثير احياى ميّت نمىديدند در پى چنين فحصى برآمدند . ولى اين پندار دربارهء دستور خدا و ابلاغ پيامبر مرسل ، باطل است .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 94
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٩٤