لغت و اعراب :
هاد الرجلُ - از باب نَصَر - : توبه كرد ، و نيز هاد : يهودى شد به لحاظ آن كه از عبادت گوساله توبه نمود . نصارا - جمع نصرانى - : منسوب به شهر ناصره ، و اين نسبت بر خلاف قاعده است . و نيز به پيروان عيسى بن مريم گويند . صباالرجل - از باب نَصَر - : از دينى به دين ديگر منتقل شد . صابئين به پيروان نوح عليه السلام گويند كه بر شريعت او باقى ماندهاند ، و يا به فرقهاى از نصارا ، يا به پيروان يحيى عليه السلام ، و من آمن قيد اين سه طايفه است . فلهم أجرهم خبر انّ است .
تفسير :
« إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ الَّذِينَ هَادُواْ وَ النَّصَارى وَ الصَّابِئِينَ »
يعنى : كسانى كه به اسلام و دين محمد صلى الله عليه و آله ايمان آوردهاند ، و كسانى كه يهودى هستند ، و نصرانىها و صابئين ؛
« مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَ لَاخَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لَاهُمْ يَحْزَنُونَ »
اين جمله قيد طوايف سهگانه است ، يعنى : بىترديد آنهايى كه از اين سه طايفه در عصر پيامبر خود و دين خود بودند و به خدا و روز قيامت ايمان درست و حقيقى آوردند و بر طبق شريعت خويش عملهاى شايسته انجام دادند ، براى همهء آنها پاداششان در نزد پروردگارشان ثابت و مهيّاست ، و هرگز در آن جهان بيمى بر آنان نمىرود و هيچگاه اندوهگين نخواهند شد . و آوردن قيد « من آمن » در آيه با اينكه همهء اصناف سه گانه معتقد به مبدأ و معادند ، اشاره به حال يهود و نصارا است كه ايمان آنان به مبدأ و معاد مخدوش است و بايد آن را اصلاح كنند ، به خاطر آن كه آن خدا و معادى كه آنها مىگويند ، نه خداى حقيقى است و نه معاد واقعى ، زيرا خداى مجسّمى كه در باغ بهشت قدم بزند و آدم را در مخفيگاهش نيابد و از خوردن او از درخت عقل مطّلع نباشد ، خدا نيست . و نيز خدايى كه سه قسمت شود ، يك قسمتش در آسمانها و دو قسمتش در زمين باشد خدا نيست . و روز معادى كه بهشتش تنها از آن يهود و نصارا باشد و كسى را حق ورود در آن نباشد و در جهنمش جايى براى يهود و نصارا نباشد و اگر كسى از آنها محكوم به دوزخ شد جز ايّامى چند ، به شمار روزهاى عبادت گوساله از قوم موسى در دوزخ نماند ، معاد حقيقى نيست .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 87
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٨٧