لغت و اعراب :
ظَلَّلَه على زيدٍ : سايهء آن را بر سر زيد افكند ، آن را سايبان زيد قرار داد . غمام : ابر يا ابر سفيد . اضافهء طيّبات به ما ى موصوله اضافهء صفت به موصوف است ، يعنى ممّا رزقنا كم من الطيّبات .
تفسير :
« وَ ظَلَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْغَمَامَ » اشاره به برخى از نعمتهاى ديگر است كه خدا به بنىاسرائيل عطا كرده بود در سفرى كه به دستور خدا از مصر به شام روانه مىشدند و در صحرايى بىآب و علف واماندند و آفتاب گرم و سوزان بر سرشان تابيد تا جانشان از تشنگى و گرسنگى به خطر افتاد و موسى براى آنها دعا نمود . در اينباره خدا خطاب به بنىاسرائيل مىفرمايد : و ابرى متراكم را بر بالاى سرتان سايبان كرديم .
« وَ أَنزَلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى »
يعنى : و بر شما منّ و سلوى فرود آورديم .
« منّ » به شيرهء درخت و به ترنجبين كه دارويى است شيرين و بر روى برخى از خارها مىنشيند اطلاق مىشود ، و به هر حال مادهاى آن گونه را خداوند براى آنها در آن صحراى وسيع از آسمان به رنگ برف و همانند برف فرو مىباريد و آنها آن را جمع كرده ، غذاى خود مىكردند . و ممكن است « منّ » مصدر به معناى « مايُمَنّ به » باشد ، اشاره به خوراكىهاى مختلفى كه با فروريختن آنها از آسمان ، بر آنها منّت مىنهاد . و « سَلوى » مرغ كبك است كه انبوهى نامحدود از آن همراه نسيم جنوب ، پَرزنان بر آنها فرود مىآمدند و آنها مىگرفتند . و گفته شده كه در برابرشان مىنشستند و رام مىشدند و آنها هم صيد مىكردند .
« كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ »
يعنى : به آنها گفتيم : از آنچه روزى شما كردهايم كه همه پاكيزه است بخوريد .
« وَ مَا ظَلَمُونَا وَلكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ »
يعنى : و پس از آن همه نعمت ، باز ناسپاسى كردند ، اما با اين ناسپاسى ، به ما ستم نكردند بلكه پيوسته بر خويشتن ستم مىكردند .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 81
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٨١