تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
يعنى : و چون از دروازهء شهر در آييد در حال سجده و خضوع در برابر حضرت حق باشيد ، يا در حالى كه پس از ورود به آن شهر به سجدهء شكر افتيد . و « حطّه » بگوييد ، يعنى بگوييد : « خدايا درخواست ما ريزش گناهان ما است . » كه اگر چنين كنيد گناه گنهكاران شما را مىبخشيم ، و به زودى نيكوكاران را پاداش مىافزاييم . « فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ قَوْلًا غَيْرَ الَّذِى قِيلَ لَهُمْ » يعنى : پس در برابر اين فرمان خدا ، آنان كه ظلم كرده بودند يعنى گوساله پرستيده و بر خويش و محيط خويش ستم نموده بودند ، سخن خدا را به گفتارى غير آنچه به آنان گفته شده بود تبديل نمودند ، يعنى به عنوان استهزاء ، درخواست « حطّه » را به « حنطة » يعنى درخواست گندم قرمز ، تبديل كردند . « فَأَنْزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ رِجْزاً مِّنَ السَّمَآءِ » يعنى : پس بر آن كسانى كه ستم كردند عذابى از آسمان فرو فرستاديم . گفته شده و با و طاعونى در ميانشان افتاد كه همهء عقلا و دانشمندانشان هلاك شدند و يك عده جهّال باقى ماندند . و اين عذاب ، غير از آن كه مرگ زودرس بود ، محيط ملّتى را هم خالى از دانشمند نمود . « بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ » يعنى : و اين عذاب ، به كيفر آن بود كه همواره از فرمان ما تخلّف مىكردند . وَ إِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ كُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِي اْلأَرْضِ مُفْسِدينَ ( 60 ) لغت و اعراب : اناس جمع انس است . عَثى - از باب نَصَر و ضَرَب و مَنَع و عَلِم - : در فساد زياده روى كرد . مفسدين حال مؤكّده از فاعل « لا تعثوا » است . فانفجرت به تقدير « فضرب فانفجرت » مىباشد .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 83 | الشيخ علي المشكيني