تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
تفسير : « وَ إِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ » يعنى : و به ياد آوريد زمانى را كه موسى در ايّام گرفتارى قومش در تپه و قرار گرفتنشان در خطر گرسنگى و تشنگى ، از خداوند براى قوم خويش آب طلبيد . « فَقُلْنَا اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ » يعنى : پس به او گفتيم كه با عصايت به آن سنگ بزن . در تفاسير آمده : عصاى او از چوب آس بهشتى بود كه آدم وقت بيرون آمدن از بهشت در دست داشت و به وسيلهء پيامبران گذشته به شعيب رسيد . و از او هنگام ازدواج موسى با دخترش ، يا هنگام عزيمت موسى بر بازگشت به مصر ، به دست موسى رسيد . و « حَجَر » يعنى آن سنگى كه موسى عصا را بدان زد نيز يكى از سه سنگ نازل شده از بهشت بود و آن دوتاى ديگر ، يكى سنگى است كه مقام ابراهيم است يعنى جاى پاى آن حضرت بر آن است ، و ديگرى حجرالاسود است كه در گوشهء بيت شريف كعبه نصب شده است . « فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْناً » ظاهراً آن سنگ ، مكعب و داراى شش سطح بود كه چون روى زمين قرار مىگرفت و موسى عصا را بر سطح بالاى آن مىزد از هر يك از چهار سطح اطرافش سه چشمه فوران مىكرد ، و هر چشمه‌اى در نهرى مستقل به‌سوى سبطى از اسباط دوازده‌گانه جارى مىشد . معناى آيه : پس موسى عصا بر آن سنگ زد و بلافاصله از آن سنگ دوازده چشمه جوشيد . « قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُ نَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ » يعنى : هر گروهى از آنها كه به نام سبطى ناميده مىشد جايگاه آب خود را شناخت ، حال يا به وسيلهء نوشته‌اى كه بر سر درِ انفجار بود ، يا زياد و كمى سهم آب چشمه‌ها بر حسب اختلاف نفوس اسباط ، و يا ميل آب در جريان خود به‌سوى جايگاه آنها . « كُلُواْ وَ اشْرَبُواْ مِن رِّزْقِ اللَّهِ وَ لَاتَعْثَوْا فِى الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ » يعنى : به آنها گفتيم از منّ و سلوايى كه نازل كرديم بخوريد و از آبى كه از اين سنگ مىجوشد بنوشيد و در روى زمين تبهكارانه اين همه فساد نكنيد ، يعنى به هيچ وجه دست به فساد نزنيد .