تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتّى نَرَى اللّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصّاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ ( 55 ) ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ( 56 ) لغت و اعراب : جَهَرَ الأمرَ و بالأمر : آن را آشكار ساخت . جهرةً يعنى علانيةً ، مفعول مطلق است يا حال از فاعل يا مفعول نَرى . تفسير : « وَ إِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً » به گفتهء تاريخ ، موسى براى سفر به كوه طور براى توبه و اعتذار از عبادت گوساله ، يا براى دريافت كتاب عظيم تورات ، هفتصد نفر از ميان قوم خود برگزيد و از ميان آنها هفتاد نفر انتخاب كرد و همگى روانهء طور شدند . چون به ساحت اقدس حق و وادى مقدس طُوى رسيدند موسى با خداى خود در نزد آنان صحبت كرد و آنها هم كلام خدا را شنيدند ، و آن‌جا بود كه گفتند : اى موسى ، ما هرگز تو را باور نخواهيم داشت تا آن‌گاه كه خدا را به چشم خويش آشكارا ببينيم تا دربارهء صدق گفتارت و راستى توراتت از خود او بپرسيم . « فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَ أَنتُمْ تَنْظُرُونَ » يعنى : پس به خاطر درخواست ناممكن و غير معقولتان آتشى از آسمان فرود آمد و شما را فرا گرفت و اين در حالى بود كه آمدن آتش و فراگرفتن و هلاك شدن خود را مىنگريستيد . « ثُمَّ بَعَثْنَاكُم مِّن بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ » خطاب به بنىاسرائيل عصر قرآن ، از باب نسبت اعمال اوايل ملتى به اواخر آنها به جهت انتساب و رضايتى كه به كار آنها داشتند ، مىفرمايد : آن‌گاه شما را پس از مرگتان برانگيختيم و زنده كرديم شايد سپاس گزاريد كه دوباره زنده شديد و توفيق توبه يافتيد . وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ ما ظَلَمُونا وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ( 57 )