وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتّى نَرَى اللّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصّاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ ( 55 )
ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ( 56 )
لغت و اعراب :
جَهَرَ الأمرَ و بالأمر : آن را آشكار ساخت . جهرةً يعنى علانيةً ، مفعول مطلق است يا حال از فاعل يا مفعول نَرى .
تفسير :
« وَ إِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً »
به گفتهء تاريخ ، موسى براى سفر به كوه طور براى توبه و اعتذار از عبادت گوساله ، يا براى دريافت كتاب عظيم تورات ، هفتصد نفر از ميان قوم خود برگزيد و از ميان آنها هفتاد نفر انتخاب كرد و همگى روانهء طور شدند . چون به ساحت اقدس حق و وادى مقدس طُوى رسيدند موسى با خداى خود در نزد آنان صحبت كرد و آنها هم كلام خدا را شنيدند ، و آنجا بود كه گفتند : اى موسى ، ما هرگز تو را باور نخواهيم داشت تا آنگاه كه خدا را به چشم خويش آشكارا ببينيم تا دربارهء صدق گفتارت و راستى توراتت از خود او بپرسيم .
« فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَ أَنتُمْ تَنْظُرُونَ »
يعنى : پس به خاطر درخواست ناممكن و غير معقولتان آتشى از آسمان فرود آمد و شما را فرا گرفت و اين در حالى بود كه آمدن آتش و فراگرفتن و هلاك شدن خود را مىنگريستيد .
« ثُمَّ بَعَثْنَاكُم مِّن بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ »
خطاب به بنىاسرائيل عصر قرآن ، از باب نسبت اعمال اوايل ملتى به اواخر آنها به جهت انتساب و رضايتى كه به كار آنها داشتند ، مىفرمايد : آنگاه شما را پس از مرگتان برانگيختيم و زنده كرديم شايد سپاس گزاريد كه دوباره زنده شديد و توفيق توبه يافتيد .
وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ ما ظَلَمُونا وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ( 57 )
تفسير روان (فارسى) — صفحة 80
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٨٠