تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
خوردن آن ممنوع شدند . فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمّا كانا فيهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي اْلأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حينٍ ( 36 ) فَتَلَقّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوّابُ الرَّحيمُ ( 37 ) لغت و اعراب :

خطاى آدم و توبه

زَلَّ - از باب ضَرَب و مَنَع - : لغزيد و افتاد ، و أَزَلَّ : لغزاند و در انداخت . و مرجع ضمير عنها « شجره » است . مستقرّ مصدر ميمى و اسم زمان و مكان است . متاع مصدر است يعنى انتفاع و برخوردارى ، و اسم است براى آنچه از آن برخوردار شوند . تلقّى و تلقُّن : دريافت كلام و فهم آن . تفسير : « فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ » يعنى : پس از اسكان آدم و حوّا در بهشت و نهى مؤكّدشان از خوردن ميوهء درخت معهود و مورد نظر ، شيطان قدم‌هاى آن دو نفر را از ناحيهء آن درخت لغزانيد و آنان را در انداخت و از آنچه در آن بودند بيرون كرد ، يعنى آنها را با وسوسهء خود فريب داد تا از آن درخت خوردند ، و از مقامشان ساقط كرد و سبب خروج آنها را از بهشتى كه در آن بودند و از رفاه حالى كه داشتند فراهم آورد . راه رسيدن شيطان به آنها اين بود كه بهشتى كه در آن بودند بهشت ابدى پس از قيامت نبود كه شيطان بدان راه نداشته باشد و هر كه به آن درآيد جاويد باشد ، از اين رو شيطان توانست به آن‌جا وارد شود ، و چون آن دو نفر معصوم بودند و امكان ديدن شيطان را داشتند ، توانست در مقابل آنها ظاهر گردد و با گفتار فريبنده و سوگند غليظ و مؤكّد آنها را بفريبد . و چون آنها از يك سو موجودى كافر و فاسق و فريب كار نديده بودند و از سوى ديگر داراى سلامت طبع و پاكى روح بودند و طمع خلود در بهشت يا فرشته شدن را داشتند كه به تلقين شيطان از خواص ميوهء آن درخت بود ، جرأت كردند و نهى خدا را مخالفت نمودند . ولى چون آن‌جا خانهء تكليف نبود و هنوز دين و احكام و حلال و حرامى پديد نيامده بود ، به علاوه آن كه نهى مزبور ارشادى بود نه مولوى ، همانند نهى طبيب نسبت به مريض ، در عصمت آنها خللى وارد نشد و در محكمهء عقل و شرع جز به ترك اولى محكوم نشدند و آن هم به وسيلهء توبه زدوده شد .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 65 | الشيخ علي المشكيني