تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
خضوع به وى سجده كردند ، نه به اعتقاد قداستى فوق مقام انسانيت و نه به قصد ربوبيت . ولى ابليس سجده نكرد و از امتثال فرمان حق امتناع ورزيد و تكبر نمود و او از پيش جزء كافران بود . اگر « كان » به معنى « صار » باشد ، معنى اين است كه از كافران شد ، زيرا عدم امتثال حكم قطعىالصدورِ خداوند به عنوان رد و باطل شمردن اصل حكم سبب كفر است . و اگر « كان » براى سبق زمانى باشد معنى اين است كه وى از روزگاران پيش ، از وقتى كه در زمين بود و يا از ابتداى ورود به ملأ اعلى كافر بود هر چند فرشتگان نمىدانستند . « وَ قُلْنَا يَاءَادَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَ لَاتَقْرَبَا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ »

مراد از جنت و شجره

يعنى : پس از حادثهء سجدهء فرشتگان و مخالفت ابليس ، گفتيم : اى آدم ، تو و همسرت در اين بهشت مسكن گزينيد و از هر جاى آن كه بخواهيد با پاكيزگى و فراوانى بخوريد و تصرف نماييد ، ولى زينهار كه به اين درخت نزديك نشويد كه از ستمكاران مىگرديد . مراد تأكيد نهى است از خوردن ميوهء آن درخت ، به گونه‌اى كه گويا نزديك شدن به آن هم حرام است . در اين آيه كه مربوط به اسكان پدر و مادر اوليهء بشر در بهشت است سخن از همسر آدم به ميان آمده ، ولى معلوم نيست كه از چه زمانى همراه او بوده است . ظاهراً طبق روايات ، او نيز همراه آدم از گِل ساخته شده و به هر دو در يك زمان نفخ روح شده است . و مراد از « جنّت » ، برخى بر آنند كه باغى وسيع در مكانى مسطح و سرزمينى سرسبز در نقطه‌اى از همين كره بوده ، و برخى نيز بر آنند كه مراد ، بهشت اصلى پس از قيامت است كه وارد شوندهء به آن را خارج شدن نيست ، و خروج اين دو نفر استثنايى بوده . و ارجح اين است كه مراد ، بهشت برزخ است در دنيا ، و برزخ عالَمى است در همين جهان در داخل دنيا و همراه اهل آن ، ولى جدا از آن و اهل آن ، نظير اجنّه . و در آن زمان برزخ خالى بوده ، زيرا آن‌جا محل زندگى ارواح مردگان است و نخستين فردى كه در آن قدم نهاد اولين كسى است از انسان‌ها كه مُرد و احتمالًا هابيل بود ، و سپس با انتقال پياپى ارواح به آن‌جا تا حال ميلياردها روح انسانى در آن اجتماع كرده‌اند . و مراد از « شجره » ، بوتهء گندم است كه به اقتضاى محيط به صورت درخت بوده ، و يا درخت انگور و انجير است و يا درختى كه جنبهء مادى آن بيشتر بوده به گونه‌اى كه هر كس از آن مىخورد نظير غذاهاى دنيا نياز به تخلّى پيدا مىكرد ، و چون در آن محيط نه تخلّى است و نه محل تخلّى ، از