آن اين است كه خداوند سخن آنها را ( در اينكه اين موجود مادى زمينى در جنب قوهء عقليه ، قوهء غضبيه و شهويه نيز دارد و آنها وى را بهسوى فساد و خونريزى خواهند كشيد ) پذيرفت . پس اگر آدمى به اقتضاى قوهء عقليه تسبيح و تقديس هم بكند آلوده خواهد بود و صلاحيت خلافت مخدوش مىشود .
پاسخ اين اشكال اين است كه موجودى كه عقلش توان پى بردن به غيوب و اسرار زمين را دارد ، طبعاً به پيروى عقل و يا به هدايت پيامبران ، توحيدش به ذات حق قوىتر و عرفانش به صفات حق كاملتر خواهد بود و اقتضاى اين ايمان و عرفان ، غلبه بر اقتضاى دو قوهء غضبيّه و شهويه است و همين است كه آنان را خليفة اللَّه قرار مىدهد و اين عنوان ، منطبق بر انبيا و معصومين و پيروان صالح آنها مىشود .
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا إِلّا إِبْليسَ أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرينَ ( 34 )
وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلا مِنْها رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظّالِمينَ ( 35 )
لغت و اعراب :
سجده در لغت ، مصدر است به معناى غايت خضوع كردن . و در اصطلاح شرع و متشرّعه ، نهادن هفت عضو از بدن بر زمين است به عنوان خضوع براى خدا . و در تحقّق معناى لغوى آن اعتقاد به ربوبيت مسجودٌ له شرط نيست . ابليس اسم غير عربى است كه به جهت عَلَميت و عُجْمت غير منصرف است . و ابليس نام شيطان بزرگ پدر همهء شياطين موجود است كه سالها در ملأ اعلى بود و به خاطر كفر و مخالفت فرمان خداوند در سجده به آدم اخراج گرديد و هبوط كرد .
رَغِدَ عيشُهُ - از باب علِم - : پاكيزه و وسيع شد زندگى او . و رَغَد جمع راغد است مانند خدم و خادم ، يعنى صاحبان زندگى مرفّه .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 62
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٦٢