آشنا شد مانند يك دكتر متخصص دارو كه به جعبههاى دارو نظر كند و از محتواى آنها خبر دهد .
« ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَآئِكَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِى بِأَسْمَآءِ هؤُلَآءِ إِنْ كُنتُمْ صَادِقِينَ »
ضمير « هُم » براى ذَوىالعقول است و اينجا از باب تغليب در اعم استعمال شده است .
يعنى : سپس همان مسمَّيات را به فرشتگان عرضه داشت و در مرأى و منظر آنان قرار داد و گفت : از نامهاى اينها يعنى از حقايق و خواص و آثار وجودى آنها به من خبر دهيد اگر شما در دعوى اينكه خلافتِ شما كافى است راستگوييد .
برخى گفتهاند : سؤال ، تنها از شناخت به نحو واژهشناسى اهل لغت بوده نه در كشف حقايق اشياء ، مانند فيزيكدان و شيميدان و فيلسوف . و بنابراين معلوم نمىشود تعليم نامها با چه لغت از لغتهايى بوده كه بشر در آينده اختراع خواهد نمود ، هر چند محتمل است عربى بوده ، چون خود اين گفتگوها ظاهراً به عربى واقع شده است . و محتمل است كه همهء زبانها را به آدم ياد داده باشد .
و اين قول ، مرجوح است .
« قَالُواْ سُبْحَانَكَ لَاعِلْمَ لَنَآ إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا »
يعنى : فرشتگان خدا را به پاكى از عيب ياد كردند كه از آن جمله تكليف مالايُطاق است و گفتند :
تو را منزه مىداريم و از هر عيبى در ذات و صفات و افعال پاكيزه مىشماريم ، ما را دانشى نيست جز آنچه خود به ما تعليم كردهاى ، و اين تكليفى كه متوجه ما كردهاى خارج از حيطهء توان ماست ،
« إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ »
يعنى : اى خداوند ، بىترديد تويى كه دانا و حكيمى ، و همهء ذرات عالم وجود در حيطهء علم توست و همهء كارهايت مطابق حكمت و متانت و صلاح و خردپسند است .
قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ ( 33 )
تفسير :
« قَالَ يئَادَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ »
مرجع ضميرهاى جمع در « أنبئهم » و « أنبأهم » فرشتهها و در « أسمائهم » مسمَّيات است .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 60
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٦٠