تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
آشنا شد مانند يك دكتر متخصص دارو كه به جعبه‌هاى دارو نظر كند و از محتواى آنها خبر دهد . « ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَآئِكَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِى بِأَسْمَآءِ هؤُلَآءِ إِنْ كُنتُمْ صَادِقِينَ » ضمير « هُم » براى ذَوىالعقول است و اينجا از باب تغليب در اعم استعمال شده است . يعنى : سپس همان مسمَّيات را به فرشتگان عرضه داشت و در مرأى و منظر آنان قرار داد و گفت : از نام‌هاى اينها يعنى از حقايق و خواص و آثار وجودى آنها به من خبر دهيد اگر شما در دعوى اينكه خلافتِ شما كافى است راستگوييد . برخى گفته‌اند : سؤال ، تنها از شناخت به نحو واژه‌شناسى اهل لغت بوده نه در كشف حقايق اشياء ، مانند فيزيكدان و شيميدان و فيلسوف . و بنابراين معلوم نمىشود تعليم نام‌ها با چه لغت از لغت‌هايى بوده كه بشر در آينده اختراع خواهد نمود ، هر چند محتمل است عربى بوده ، چون خود اين گفتگوها ظاهراً به عربى واقع شده است . و محتمل است كه همهء زبان‌ها را به آدم ياد داده باشد . و اين قول ، مرجوح است . « قَالُواْ سُبْحَانَكَ لَاعِلْمَ لَنَآ إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا » يعنى : فرشتگان خدا را به پاكى از عيب ياد كردند كه از آن جمله تكليف مالايُطاق است و گفتند : تو را منزه مىداريم و از هر عيبى در ذات و صفات و افعال پاكيزه مىشماريم ، ما را دانشى نيست جز آنچه خود به ما تعليم كرده‌اى ، و اين تكليفى كه متوجه ما كرده‌اى خارج از حيطهء توان ماست ، « إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ » يعنى : اى خداوند ، بىترديد تويى كه دانا و حكيمى ، و همهء ذرات عالم وجود در حيطهء علم توست و همهء كارهايت مطابق حكمت و متانت و صلاح و خردپسند است . قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ ( 33 ) تفسير : « قَالَ يئَادَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ » مرجع ضميرهاى جمع در « أنبئهم » و « أنبأهم » فرشته‌ها و در « أسمائهم » مسمَّيات است .