تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
وسائل زندگى وجود نداشته بدين معنى كه زمين چيزى بيش از كره‌اى منجمد و خامد و همانند قطعه سنگى مدوّر نبوده است . پس مراد از « ما فىالارض » مواد اوليّه و وسائل بالقوهء زندگى است كه پس از خلقت آسمان‌ها به مرحلهء فعليت در آمدند . چنان كه در سورهء نازعات ، آيات 30 تا 32 مىفرمايد : « وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحَاهَا * أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا * وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا » [ خداوند ، اين زمين را پس از بنا نهادن و ساختن آسمان‌ها گسترش داد ، آب‌هاى مورد نياز در آن درآورد و با صلاحيت بخشيدن به خاكش مراتع آن را بيرون آورد ، و كوه‌ها را در آن ريشه داد و بالا برد ] . بنابراين ، آفرينش اصل كرهء زمين پيش از آسمان‌ها بوده و تعمير و تسويه و ايجاد اصلاحات در آن از قبيل پديد آوردن هوا و آب دريا و خارج از دريا و ساير امورى كه سبب امكان زندگى انسان و ساير جانداران است پس از خلقت آسمان‌ها بوده ، و پس از اين اصلاحات بود كه آدم و حوّا در آن فرود آمدند . به هر حال مقتضاى عموم لكم اين است كه همهء زمين از آنِ همهء بشرهاست ، لكن كيفيت و كمّيّت تقسيم آن ميان ساكنانش بايد بر طبق دستور آفرينندهء آن و بر حسب برنامهء آسمانى باشد كه انبيا عليهم السلام براى مردم آورده‌اند . « وَ هُوَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌ » يعنى : و او به همه چيز داناست . يعنى اين زمين و آسمان‌هاى باعظمت و اين نظام محكم و استوار در عالم وجود و انسجام ميان اجزاء آن ، كه همه را به نام جهان هستى مىناميم و حفظ و تصرف و تدبير و اداره كردن آن به گونه‌اى كه « ماترى فى خلق الرحمن من تفاوت » [ ملك ، 3 ] هيچ نقص و اختلاف و ناسازگارى در آن ديده نمىشود ، جز از كسى كه عالم به همهء اشياء است تحقق نمىپذيرد . وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنّي جاعِلٌ فِي اْلأَرْضِ خَليفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فيها مَنْ يُفْسِدُ فيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ ( 30 ) لغت : سفك الماءَ أوِ الدم : ريخت آن را . قَدَسَ - از باب نَصَر - : پاك و منزّه و مبارك شد ، و قَدَّسَهُ پاكيزه كرد و بركت داد او را .