تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
لغت و اعراب :

آمرزش با تحمل بلاها

انّى لا اضيعُ بيان فاستجاب است به‌تقدير بأنّى لااضيع . ثواب اسم ما يُثابُ به است يعنى چيزى كه به عنوان پاداش داده مىشود مانند عطا ، اسم ما يعطى ، و ثواباً مصدر تأكيدى است به‌تقدير اثيبهم ثواباً . و حسن الثواب اضافهء صفت به موصوف است يعنى الثواب الحسن . تفسير : « فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّى لَآأُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُم مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى » پس از ذكر اولىالألباب در آيات گذشته و اشاره به صفات جميلهء آنها از تفكر در خلقت جهان ، ياد خدا در همه حال ، اعتراف به عذاب آخرت ، اقرار به ايمان و درخواست غفران و تنجّز وعده‌هاى حق ، در اين آيه مىفرمايد : پس پروردگارشان درخواست آنها را اجابت نمود و وعده داد كه بىترديد من عمل هيچ عاملى از شما را از مرد يا زن ضايع نمىكنم ، يعنى بىپاداش نمىگذارم . « بَعْضُكُم مِن بَعْضٍ » يعنى : شما همه از يكديگريد . همهء بنىنوع انسان و آفرينشتان نظير هم ، و عقول و خردها همه همگون ، و ابدان و تن‌ها مماثل ، و اوصاف طبيعى و اخلاق فطرى نظير هم ، و تكليف اصولى و فروعى شبيه يكديگر است . « فَالَّذِينَ هَاجَرُوا » يعنى : پس كسانى كه هجرت كردند . ظاهر كلام ، هجرت حسّى است ، يعنى انتقال از مكانى به مكانى يا از شهرى مانند مكّه به شهرى ديگر مانند مدينه . و ممكن است اعم از هجرت حسّى و معنوى باشد ، مانند هجرت از جهل به سوى علم ، از شرك به توحيد ، از كفر به اسلام ، از آداب و سنن جاهلى به آداب و رسوم اسلامى ، از رذايل اخلاقى به فضايل نفسانى ، از ارتكاب محرمات به انجام واجبات و بالأخره از هر نقص و عيبى به طرف هر كمال در مقابل آن . « وَأُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِى سَبِيلِى وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا » يعنى : و كسانى كه آنها را از خانه‌هاى خود بيرون كردند ، مانند مؤمنانى كه از مكه به حبشه و مدينه تبعيد گشتند و هر مؤمنى كه از موطن و مقرّ خود براى حفظ دين و تحصيل آن ناچار به سفر گرديد ؛ و كسانى كه در هر نقطه‌اى از زمين در راه رضاى من ايذا و اذيت شدند و كسانى كه جنگيدند و كشته گشتند ؛
تفسير روان (فارسى) — صفحة 482 | الشيخ علي المشكيني