لغت و اعراب :
آمرزش با تحمل بلاها
انّى لا اضيعُ بيان فاستجاب است بهتقدير بأنّى لااضيع . ثواب اسم ما يُثابُ به است يعنى چيزى كه به عنوان پاداش داده مىشود مانند عطا ، اسم ما يعطى ، و ثواباً مصدر تأكيدى است بهتقدير اثيبهم ثواباً .
و حسن الثواب اضافهء صفت به موصوف است يعنى الثواب الحسن .
تفسير :
« فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّى لَآأُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُم مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى »
پس از ذكر اولىالألباب در آيات گذشته و اشاره به صفات جميلهء آنها از تفكر در خلقت جهان ، ياد خدا در همه حال ، اعتراف به عذاب آخرت ، اقرار به ايمان و درخواست غفران و تنجّز وعدههاى حق ، در اين آيه مىفرمايد : پس پروردگارشان درخواست آنها را اجابت نمود و وعده داد كه بىترديد من عمل هيچ عاملى از شما را از مرد يا زن ضايع نمىكنم ، يعنى بىپاداش نمىگذارم .
« بَعْضُكُم مِن بَعْضٍ »
يعنى : شما همه از يكديگريد .
همهء بنىنوع انسان و آفرينشتان نظير هم ، و عقول و خردها همه همگون ، و ابدان و تنها مماثل ، و اوصاف طبيعى و اخلاق فطرى نظير هم ، و تكليف اصولى و فروعى شبيه يكديگر است .
« فَالَّذِينَ هَاجَرُوا »
يعنى : پس كسانى كه هجرت كردند . ظاهر كلام ، هجرت حسّى است ، يعنى انتقال از مكانى به مكانى يا از شهرى مانند مكّه به شهرى ديگر مانند مدينه . و ممكن است اعم از هجرت حسّى و معنوى باشد ، مانند هجرت از جهل به سوى علم ، از شرك به توحيد ، از كفر به اسلام ، از آداب و سنن جاهلى به آداب و رسوم اسلامى ، از رذايل اخلاقى به فضايل نفسانى ، از ارتكاب محرمات به انجام واجبات و بالأخره از هر نقص و عيبى به طرف هر كمال در مقابل آن .
« وَأُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِى سَبِيلِى وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا »
يعنى : و كسانى كه آنها را از خانههاى خود بيرون كردند ، مانند مؤمنانى كه از مكه به حبشه و مدينه تبعيد گشتند و هر مؤمنى كه از موطن و مقرّ خود براى حفظ دين و تحصيل آن ناچار به سفر گرديد ؛ و كسانى كه در هر نقطهاى از زمين در راه رضاى من ايذا و اذيت شدند و كسانى كه جنگيدند و كشته گشتند ؛