لغت و اعراب :
فرجام بخل
لايحسبنّ مفعول اولش محذوف است يعنى بُخلَهم ، و هو اول ، ضمير فصل است و محلى از اعراب ندارد و مرجعش بخل مقدّر است . طوّقه الطوقَ : طوق را به گردن او افكند . ارث و تُراث و ميراث : آنچه از ميّت باقى مىماند . و ميراث السموات به تقدير ميراث أهلهما .
تفسير :
« وَ لَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا ءَاتَاهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ »
يعنى : كسانى كه به بذل آنچه خداوند از فضل و رحمت خويش بدانها عطاكرده بخل مىورزند گمان مبرند كه اين كار به سود آنهاست . مراد از آنچه خدا به آنها داده ، اموال و امتعهء دنيا و جاه و مقام و علوم و فنون و جان و اولاد و هر چيزى است كه نعمت مبذول از جانب خداوند حساب مىشود .
و مراد از بخل بدانها مضايقه از بيرونكردن حقوق واجب خلقى و خالقى و دريغ ورزيدن از صرف هر نعمتى در مصارف شرعى و عقلى آن است .
« بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ »
يعنى : اين بخالت سراپا شرّ و ضرر آنهاست و به زودى آنچه بدان بخل ورزيدهاند از اموال و غير اموال در روز قيامت طوق گردن آنها مىشود . اموال دنيوى هر چند در لابه لاى خاك هضم شده و نابود گشته است همانند اجسادشان گردآورى مىگردد و به صورت غل و زنجير در مىآيد ، و يا شبيه آن از اجزاى آن عالم طوق مىگردد ، و علوم و معارف در آن جهان به صورت طوقهاى مختلف تجسّم پيدا مىكند .
« وَللَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ »
يعنى : همهء ماترك و باقىمانده از اهل آسمانها و زمين همانند توارث انسانها از يكديگر ، از آنِ خدا خواهد بود . بدين معنا كه همه مىميرند و ملكيت ظاهرى و اعتبارى آنها باطل مىگردد و ملكيت حقيقى قديم خداوند ، بدون اشتراك باقى مىماند .
« وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ »
يعنى : و خداوند به آنچه شما مكلّفان انجام مىدهيد آگاه است . اعمالى كه جهانيان در دنيا دربارهء مملوكات خود انجام مىدهند از انفاقات و بخالتها ، خداوند علاوه بر آن كه همه را در لوح محفوظ مرقوم داشته و فرشتگانش مىنويسند ، به علم ازلى خود نيز به همهء آنها عالم و آگاه است .
لَقَدْ سَمِعَ اللّهُ قَوْلَ الَّذينَ قالُوا إِنَّ اللّهَ فَقيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ سَنَكْتُبُ ما قالُوا وَ قَتْلَهُمُ اْلأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذابَ الْحَريقِ ( 181 )
ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْديكُمْ وَ أَنَّ اللّهَ لَيْسَ بِظَلّامٍ لِلْعَبيدِ ( 182 )