« يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِم مَّا لَيْسَ فِى قُلُوبِهِمْ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ »
يعنى : آنها همواره با دهنهاى خود يعنى با زبانهايى كه ميان دهانهاست مطالبى مىگويند كه در دلهاشان نيست ، مانند ادعاى اسلام و ايمان و سخنان ديگرى كه ظاهرش پذيرش دين است و عذرهايى كه در هنگام تخلّف مىآورند . و خداوند به آنچه در درونشان بر خلاف ظواهر الفاظ و رفتارشان پنهان مىكنند داناتر از همه است .
« الَّذِينَ قَالُوا لِإِخْوانِهِمْ وَقَعَدُوا لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا »
اين آيه دربارهء گفتار باطل و اعتقاد فاسد ديگرى از منافقان است . مىفرمايد : آنها كسانى هستند كه خود از جهاد امتناع كرده ، در خانه نشستند و دربارهء برادران خود ، يعنى مسلمانهايى از خويشان يا اهل قبيلهء خود كه در معركهء جنگ حاضر شدند گفتند : اگر آنها از ما اطاعت مىكردند و به جبهه نمىرفتند كشته نمىشدند !
« قُلْ فَادْرَءُوا عَنْ أَنْفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِن كُنْتُمْ صَادِقِينَ »
آنها طورى سخن مىگفتند كه گويى ادعا دارند كه راه فرار از مرگ را مىدانند ، و لذا در جواب اين توهّم مىگويد : اى پيامبر بگو : اگر شما در گفتارتان صادقيد ، يعنى راه حفظ نفس از مرگ را مىدانيد ، پس مرگ را از خود دفع كنيد . يعنى چون چنين كارى را نمىتوانيد كرد پس اظهارنظرتان باطل است . حقيقتِ جواب فوق اين است كه مرگ هر انسان يا هر جاندار ديگرى و علل و اسباب و وقت فرارسيدن آن در دست قدرت و تحت ارادهء خداوند است و جبههء جنگ و مواضع خطر ، يا خانه و مواضع امن ، از نظر ارادهء خدا يكسان و براى بشر مبهم و مجهول است و بسا در موارد امن كامل ، مرگ فرا مىرسد و در مواضع بسيار خطرناك نمىرسد ؛ پس گفتار منافقان باطل است .
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في سَبيلِ اللّهِ أَمْواتًا بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ( 169 )
فَرِحينَ بِما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ ( 170 )
يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللّهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اللّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنينَ ( 171 )
تفسير روان (فارسى) — صفحة 460
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٦٠