تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
و اين آيه اشاره به قاعدهء كليهء جاريه در اصل خلقت مكلّفان است بدين بيان كه جهان تكليف براى اين است كه تكاليف آسمانى الهى از شرايع اولين و آخرين به طايفهء بشرى ابلاغ گردد و پس از اتمام حجت و گذشت فرصت و زمان مهلت ( زمان مسابقهء عظيم انس و جن در دنيا كه به پهناى افراد مكلّفان و طول مدت مكث آنها در روى اين كره عرض و طول دارد ) مجاهدان و صابران از طاغيان و عاصيان جدا شوند ، امتيازها روشن و استحقاق‌ها معيّن گردد ، تا نوبت به دخول بهشت برسد . « وَلَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِن قَبْلِ أَن تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ »

ايمن نبودن امت اسلامى از گمراهى

اين آيه اشاره به حال كسانى است كه پيش از جنگ احد تمنّاى شهادت داشتند و از اين رو جنگ بيرون شهر را بر داخل آن انتخاب كردند هر چند زيادتر كشته شوند و گفتند ما طالب شهادتيم . در خطاب به اين گروه در جنگ احد مىفرمايد : حقيقت اين است كه شما پيش از آن كه مرگ را ببينيد يعنى آثار و علايم آن را مشاهده كنيد آن را آرزو مىكرديد ، پس اكنون آن را ديديد و داريد به آن مىنگريد ، يعنى به انبوه جمعيت كفّار و كثرت صفوف و كشته‌شدن عدّه‌اى از مسلمين مىنگريد . يعنى اين همان است كه آرزو مىكرديد و مىخواستيد ، پس نبايد اين‌گونه در خوف و هراس افتيد يا رو به فرار بگذاريد . وَ ما مُحَمَّدٌ إِلّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللّهَ شَيْئًا وَ سَيَجْزِي اللّهُ الشّاكِرينَ ( 144 ) لغت و اعراب : خَلَى المكانُ : مكان خالى شد ، و خَلَى الزمانُ : زمان گذشت . أفإن مات همزهء اول استفهام انكارى و توبيخى است كه به عنوان صدارت بر عاطف مقدم شده . اعقاب : جمع عَقِب يعنى پاشنهء پا و كنايه از پشت سر . تفسير : « وَ مَا مُحمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ » در غزوهء احد پس از شكست مسلمين و محصور شدن پيامبر و عدّه‌اى معدود از يارانش پايين كوه و انبوه كفّار ، و انتشار خبر كشته شدن پيامبر از طرف دشمن يعنى شيطان يا كفّار ، جمعيت