مسلمين از فراريان سپاه و اهل مدينه ، سخت در هول و اضطراب افتادند ، برخى در اصل دين و صدق دعوت پيامبر شك كردند و طبعاً برخى هم در فكر بازگشت به اعتقاد پيشين خود شدند . و پس از ظهور حال و زنده بودن پيامبر اسلام و گرد آمدن مجدّد مسلمين اين آيه فرود آمد كه مىفرمايد : و محمّد صلى الله عليه و آله پيامبر اسلام جز فرستادهاى از جانب خدا نيست كه پيش از او نيز فرستادگانى گذشتهاند ، پس آيا اگر او بميرد و يا به دست دشمنان كشته شود شما مسلمانها به پشت سرتان بازمىگرديد ؟ ! يعنى از اعتقاد به اسلام و قرآن به سوى شرك و بتپرستى و يهوديّت و نصرانيّت مىرويد ؟ اين استفهام براى توبيخ و انكار و تهديد است كه جملهء شرطيهء بعدى آن را توضيح مىدهد .
« وَمَن يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَسَيَجْزِى اللَّهُ الشَّاكِرِينَ »
يعنى : و هر كس در اعتقاد و عمل به عقب و پشت سر خود بازگردد هرگز به خدا ضررى نمىزند بلكه به خويشتن ضرر و زيان وارد مىكند كه سعادت و كمال انسانى و فضايل روحى خود را در دنيا از دست مىدهد و شقاوت و آتش ابدى آخرت را مىخرد . و خداوند سپاسگزاران را كه در هجمهء حوادث دچار انحراف نشده و ثابتقدم ماندهاند به زودى پاداش دنيوى و اخروى مىبخشد .
وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلّا بِإِذْنِ اللّهِ كِتابًا مُؤَجَّلًا وَ مَنْ يُرِدْ ثَوابَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ مَنْ يُرِدْ ثَوابَ اْلآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْها وَ سَنَجْزِي الشّاكِرينَ ( 145 )
لغت و اعراب :
اذن تشريعىِ خدا امر و فرمان و ترخيص او ، و اذن تكوينىِ خدا ارادهء اوست . كتاباً مفعول مطلق فعل مقدّر ، و مؤجّلًا صفت آن است و تقدير كلام : كتب عليه الموت كتاباً مؤجّلًا .
تفسير :
« وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ »
يعنى : هيچ نفس و جاندارى را نرسد و ميسّر و ممكن نباشد كه بميرد مگر به اذن خداوند .
مراد از نفس ، نفس انسانى و حيوانات است كه موتشان به خروج روح از جسد تحقق مىيابد و ظاهراً شامل فرشتهها و اجنّه نيز مىشود هر چند كيفيت موت و حيات آنها براى ما مبهم است . و
تفسير روان (فارسى) — صفحة 439
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٣٩