كسى صادر مىشود كه قبح آن را نداند و خداوند عالِم مطلق است ؛ و از كسى صادر مىشود كه ضعيف است و خداوند قوى مطلق است ؛ و از كسى صادر مىشود كه نيازمند است و خداوند غنى على الاطلاق است ؛ و ستم ، تعدى به سلطان غير و تصرّف در ملك غير است و غير خدا را در مقابل او سلطانى و ملكى نيست ؛ و بدهكار ستم مىكند كه حق را نپردازد و خداوند بدهكار كسى نيست ؛ و امر و نهى او به نفع خود او نيست تا به ستم بيگارى كشد بلكه به نفع مكلّف است ؛ و كيفردادنش به عاصى تشفّى نيست تا اجحاف كند بلكه اثر وضعى طغيان اوست ؛ و ظلم و ستم ، وضع شىء در غير موضع آن است و حكمت خداوند مانع از اين عمل است .
« وَللَّهِ مَا فِى السَّمَاوَاتِ وَمَا فِى الْأَرْضِ »
يعنى : و آنچه در آسمانها و آنچه در اين زمين است علاوه بر خود آنها ملك خداست ، نه به ملكيت اعتبارى انتزاعى ، بلكه به ملكيت حقيقى ، زيرا آفرينش همه به ارادهء تكوينى او ، و حفظ و نگهدارى آن در درازمدت بسته به مشيّت او ، و فانى كردن همه عندالاقتضاء از او و به ارادهء اوست .
« وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ »
يعنى : و همهء امور به سوى او بازگردانده مىشود . مراد از « امور » امر بقا و حركت و سكون همهء ذرات عالم وجود و تأثيرات علل و معلولات جهان هستى است كه به او بازمىگردد ، يعنى به واسطهء فرشتگان او كه موكَّل به ادارهء جهان از روز آفرينش تا قيام رستاخيز و پس از آن تا استمرار ابديتاند اداره مىشود و ناظر و مُهَيمن و مدبّر خود اوست .
و يا آن كه مراد از امور ، افعال مكلّفان انس و جنّ است كه در دار تكليف دنيا نوشته و تهيه شده و در عالم قيامت به وسيلهء فرشتگان براى سنجش و تعيين پاداش و كيفر و داورى به سوى او باز گردانده مىشود .
كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتابِ لَكانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ ( 110 )
لَنْ يَضُرُّوكُمْ إِلّا أَذًى وَ إِنْ يُقاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ اْلأَدْبارَ ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ ( 111 )
تفسير روان (فارسى) — صفحة 414
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤١٤