تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
وَ إِذا قيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ ( 13 ) وَ إِذا لَقُوا الَّذينَ آمَنُوا قالُوا آمَنّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطينِهِمْ قالُوا إِنّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ ( 14 ) اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ في طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ ( 15 ) لغت : سفه و سفاهت : جهالت ، سبكى عقل و ابلهى . شَطَنَ - از باب نَصَر - : دور شد ، و شيطان : موجود دور از رحمت حق و متمرّد و نافرمان . مَدّ : كشيدن ، يارى كردن . عَمِهَ - از باب عَلِم - : متحيّر و سرگردان شد . تفسير : « وَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ ءامِنُواْ كَمَآ ءامَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ كَمَآ ءامَنَ السُّفَهَآءُ » يعنى : و چون به آنان گفته شود : شما هم مثل ساير مردم ايمان آوريد ، مىگويند : آيا ما هم مثل سفيهان ايمان آوريم ؟ ! اين خطاب و جواب نمىتوان گفت علنى و در ميان مسلمين بوده ، بلكه ميان آنها و كسانى صورت مىگرفته كه از اسرار و نفاقشان با خبر بوده ، و در نهان انجام مىيافته است . و مراد از « ناس » مسلمين است كه غالباً مردمان متعهد و متين و خوش‌نام بوده‌اند هر چند از نظر مالى ، فقير و از طبقهء پايين جامعه به شمار مىرفته‌اند مانند اغلب مهاجرين و انصار . و سبب اين‌كه آنها مسلمين را سفيه مىناميدند جهل آنها به معنويات و غورشان در هوا و هوس و حبّ جاه و مال بوده است به گونه‌اى كه چون مىديدند مسلمين با وجود ضعف مالى به گفتهء پيامبر و اقتضاى مذهب از ارحام و اقوام خود مىبُرند و از وطن خود دست مىكشند و اموال خود را به ديگران مىبخشند ، آنها را سفيه مىناميدند . و در اين آيه خداوند گفتگوهاى نهانى آنها را فاش كرده و سپس فرموده : « أَلَآ إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَآءُ وَلكِن لَّايَعْلَمُونَ » يعنى : آگاه باش اى مخاطب كه در حقيقت آنها خود سفيه‌اند ، زيرا به تقليد غلط از گذشتگان