تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
لغت واعراب : اشتراء : خريدن و فروختن - از اضداد است - و نيز چيزى را از دست دادن و چيز ديگرى را به دست آوردن . وَقَدَ و اوْقَدَ و اسْتَوْقَدَ النّارَ : روشن و مشتعل نمود آتش را . اضاءَ : روشن و منوّر نمود . صُمّ جمع اصَمّ : كر . بُكمْ جمع ابْكَم : لال . عُمْى جمع اعْمى : كور ، و هر سه كلمه خبر اولئك است كه در تقدير گرفته مىشود .

تشبيه منافقان

تفسير : « أُوْلئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُاْ الضَّللَةَ بِالْهُدَى » يعنى : منافقان كسانى هستند كه گمراهى را به بهاى از دست دادن هدايت خريدند ، يعنى آنها در زندگى دنيا و در بازار تجارت عمر ، كفر و شرك و عمل به سنّت جاهلى را با اسلام و قرآن و كمالات انسانى معامله كردند . « فَمَا رَبِحَت تِّجرَتُهُمْ وَ مَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ » يعنى : و در اين تجارت هرگز سود نبردند و راه درستى نرفتند ، زيرا انسانيت و سعادت و بهشت را دادند و رفتار جاهليت و جهنم آخرت را گرفتند . « مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِى اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّآ أَضَآءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِى ظُلُمتٍ لَّايُبْصِرُونَ » يعنى : مثال و توصيف حال اين منافقان ، مثال كسى يا كسانى است كه در صحرايى وسيع و شبى بسيار تاريك به‌سرمىبرند كه از فراز و نشيب اطراف خود بىاطلاع و از ترس سرما و درندگان ، در وحشت سخت قرار گرفته‌اند ، آن‌گاه آتشى را روشن مىكنند تا اطراف خود را ببينند ، و همين كه شعلهء آتش ، اطرافشان را روشن نمايد و اندكى خوشى و آرامش پيدا كنند به ناگاه خداوند به وسيلهء باد و بارانى ، آتششان را از بين مىبرد ، و نورشان را خاموش مىنمايد و آنها را در تاريكىهاى وحشتناك متحير مىسازد به گونه‌اى كه جايى را نمىبينند . وجه تشبيه منافقان به اين افراد اين است كه منافقان ، پيش از اسلام در شب يلداى شرك و كفر و ظلمت‌هاى اخلاق و رسوم جاهليت و تاريكىهاى سنّت‌ها و رفتارهاى وحشيانه بودند ، و چون ايمان ظاهرى آوردند و در جرگهء مسلمان‌ها وارد شدند ، در روشنى محيط مسلمين و امنيت