يعنى : در دلهاى آنان بيمارى كفر و شرك و نفاق و عناد با حق است ، پس خداوند اين مرض را بر آنها زيادتر كند ! اين جمله يا جملهء انشائيه و نفرين است و مراد آن است كه همين حالت بيمارى آنها ادامه يابد تا افزوده گردد . و يا جملهء اخباريّه است و مراد اين است كه در دلهاى آنها از آغاز ، مرض مخالفت با خدا و دين او نهفته بود و خدا با ارسال آيات متوالى و توجيه تكاليف مكرر از يك طرف و اصرار آنها بر مخالفت از طرف ديگر ، مرضشان را افزون نمود .
« وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْذِبُونَ »
يعنى : و براى آنها در عالم آخرت عذابى سخت و شديد است به سبب كذب و دروغشان ؛ دروغ در اظهار ايمان كه همواره آن را در مقابل پيامبر و مؤمنان تكرار مىكردند .
وَ إِذا قيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي اْلأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ ( 11 )
أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ ( 12 )
لغت :
فساد خارجشدن يك چيز از حدّ اعتدال متناسب خويش است مانند بيمارى بدن ، تعفّن غذا ، كفر در روح ، اختلاف مضر ، تجاوز به حقوق ، و جدال و جنگ در جامعه ؛ و صلاح خلاف آن است .
تفسير :
« وَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَاتُفْسِدُواْ فِى الْأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ »
يعنى : و چون به آنان يعنى منافقان گفته شود : در روى زمين ايجاد فساد نكنيد ، در عقايد مسلمين تشكيك نكنيد ، اسرارشان را به كفار نگوييد و آنان را از كفار نترسانيد ، آتش جنگ ميانشان نيفروزيد و مردم را از نزديك شدن به پيامبر و تكلّم و سؤال منع نكنيد ، مىگويند : جز اين نيست كه ما اصلاح كنندهايم . يعنى به سبب خبث باطنشان فسادهاى خود را امر عادى يا صلاح مىدانند .
« أَلَآ إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلكِن لَّايَشْعُرُونَ »
يعنى : آگاه باشيد كه آنها هستند كه فسادانگيزند و لكن خودشان نمىدانند . يعنى آنها هستند كه با كارهاى منافقانهء خود جامعه را به فساد و تباهى مىكشند و يا آن كه با كارهاى نفاقآميز خود نفس خودشان را فاسد مىكنند ، و نمىفهمند يعنى به قبح كارشان توجه ندارند .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 39
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٩