تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
لغت و اعراب : خدَعَه و خادعه : فريب داد او را و اظهار كرد بر او خلاف آنچه پنهان كرده بود . مراد از مَن موصوله در اول آيه جمع است به قرينهء ضمائر بعدى . شَعَرَ به - از باب نَصَر - : علم پيدا كرد به آن . فزادهم اللَّه محتمل است انشاء باشد يا اخبار . اليم صفت است به معنى مولم .

منافقان سركش

تفسير : « وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ ءامَنَّا بِاللِّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْأَخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ » اين آيه تا آيهء بيستم دربارهء منافقان است و اوصاف و احوال آنها را بيان مىكند . يعنى : از مردمانى كه اهل شرك و اهل كتاب بودند و در زمرهء مسلمين قرار گرفته‌اند ، كسانى هستند كه مىگويند : ما به خداوند و روز واپسين يعنى عالم پس از مرگ ايمان آورده‌ايم در حالى كه واقعاً ايمان نياورده‌اند . ظاهر آيه اين است كه ايمان به خدا را هم از آنها نفى مىكند در صورتى كه مشركان و اهل كتاب به خداوند معتقد بودند . و ظاهراً جهت آن اين است كه اعتقاد به خدايى كه عيسى شريك او در الوهيت و عُزير فرزند او باشد و بت‌ها و ستارگان شريك او در ربوبيت باشند و فرستاده و كتابى براى بشر نداشته باشد ، اعتقاد به خدا نيست ؛ و نسبت به اهل كتاب اعتقاد به روز معادى كه جز يهود و نصارا به بهشت نرود ، و روزى كه مبنا و قيامش براى اقامهء عدل است ولى اين گونه حكم ظالمانه در آن باشد ، اعتقاد به معاد نيست . « يُخدِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِينَ ءامَنُواْ » يعنى : آنها به پندار خود ، خداوند و كسانى را كه حقيقتاً ايمان آورده‌اند فريب مىدهند . به گفتار ، اظهار ايمان مىكنند و در اعتقاد و رفتار غير مؤمن‌اند . « وَ مَا يَخْدَعُونَ إِلَّآ أَنفُسَهُمْ وَ مَا يَشْعُرُونَ » يعنى : آنها با رفتار منافقانه جز خود را فريب نمىدهند - گويى آنان به خويشتن مىگويند : تو را دوست داريم ولى در عمل و رفتار ، دشمن خود و به دوزخ‌افكنندهء خويش‌اند - و به اين‌كه خودشان خود را فريب مىدهند علم ندارند . « فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا »